splittist

[ایالات متحده]/ˈsplɪtɪst/
[بریتانیا]/ˈsplɪtɪst/

ترجمه

n. فردی که برای تقسیم یا جدایی، به ویژه در زمینه سیاسی، حمایت می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

splittist group

گروه تجزیه‌طلب

splittist leader

رهبر تجزیه‌طلب

splittist movement

جنبش تجزیه‌طلب

splittist ideology

ایدئولوژی تجزیه‌طلب

splittist agenda

برنامه تجزیه‌طلب

splittist faction

گروه تجزیه‌طلب

splittist sentiment

احساسات تجزیه‌طلب

splittist rhetoric

بیان‌مندی تجزیه‌طلب

splittist tactics

تاکتیک‌های تجزیه‌طلب

splittist threat

تهدید تجزیه‌طلب

جملات نمونه

the splittist movement gained traction in the region.

جنبش تجزیه‌طلبانه در این منطقه قدرت گرفت.

many consider him a splittist due to his radical views.

بسیاری او را به دلیل دیدگاه‌های رادیکالش تجزیه‌طلب می‌دانند.

the government condemned the splittist ideology.

دولت ایدئولوژی تجزیه‌طلبانه را محکوم کرد.

activists rallied against the splittist agenda.

فعالین علیه برنامه تجزیه‌طلبانه دست به اعتراض زدند.

there are fears that splittist sentiments could escalate.

نگرانی وجود دارد که احساسات تجزیه‌طلبانه ممکن است تشدید شود.

the splittist faction is seeking independence.

گروه تجزیه‌طلبانه به دنبال استقلال است.

his splittist rhetoric sparked controversy.

بیان‌های تجزیه‌طلبانه او جنجال برانگیخت.

they accused the politician of being a splittist.

آنها سیاستمدار را به تجزیه‌طلبی متهم کردند.

the splittist leaders held a secret meeting.

رهبران تجزیه‌طلبانه یک جلسه مخفی برگزار کردند.

understanding splittist motivations is crucial for peace.

درک انگیزه‌های تجزیه‌طلبانه برای صلح بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید