sploshed

[ایالات متحده]/splɒʃt/
[بریتانیا]/splɑʃt/

ترجمه

n.پاشش ناگهانی آب؛ اصطلاح عامیانه برای پول
v. (به) پاشیدن آب (یا گل) در حین حرکت
adv. با صدای پاشیدن

عبارات و ترکیب‌ها

sploshed water

آب پاشید

sploshed paint

رنگ پاشید

sploshed mud

گل پاشید

sploshed drink

نوشیدنی پاشید

sploshed ink

جوهر پاشید

sploshed juice

آب میوه پاشید

sploshed snow

برف پاشید

sploshed oil

روغن پاشید

sploshed mudslide

سیل گل

sploshed foam

کف پاشید

جملات نمونه

he sploshed through the puddles on his way to school.

او در راه مدرسه از میان گودال‌ها پاشید.

the kids sploshed each other with water at the beach.

کودکان در ساحل یکدیگر را با آب پاشیدند.

she sploshed some paint on the canvas during her art class.

او در طول کلاس هنر مقداری رنگ روی بوم پاشید.

they sploshed around in the pool all afternoon.

آنها بعد از ظهر در استخر پاشیدند.

the dog sploshed in the mud after the rain.

سگ بعد از باران در گل پاشید.

he accidentally sploshed his drink all over the table.

او به طور تصادفی نوشیدنی خود را روی میز پاشید.

we sploshed through the creek during our hike.

ما در حین پیاده‌روی از میان نهر پاشیدیم.

the children sploshed around in their rain boots.

کودکان در چکمه‌های بارانی خود پاشیدند.

she sploshed water on her face to wake up.

او برای بیدار شدن مقداری آب روی صورت خود پاشید.

he sploshed some soap into the bubbly water.

او مقداری صابون در آب حباب‌دار پاشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید