spooled

[ایالات متحده]/spuːld/
[بریتانیا]/spuːld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به پیچیده شدن بر روی یک قرقره؛ مرتبط با یک سری قرقره‌ها
v. پیچیدن به دور یک قرقره یا باز کردن از روی یک قرقره (گذشته و گذشته مشارک از spool)؛ پیچیدن به دور یک لوله (گذشته مشارک از spool)

عبارات و ترکیب‌ها

spooled data

داده‌های ذخیره شده

spooled print

چاپ ذخیره شده

spooled files

فایل‌های ذخیره شده

spooled output

خروجی ذخیره شده

spooled jobs

وظایف ذخیره شده

spooled resources

منابع ذخیره شده

spooled tasks

وظایف ذخیره شده

spooled requests

درخواست‌های ذخیره شده

spooled messages

پیام‌های ذخیره شده

spooled content

محتوای ذخیره شده

جملات نمونه

the film was spooled onto the projector with great care.

فیلم با دقت زیاد روی پروژکتور پیچی شد.

he spooled the wire neatly to avoid tangles.

او سیم را به طور مرتب پیچی کرد تا از گره خوردن جلوگیری کند.

the data was spooled for backup purposes.

داده ها برای اهداف پشتیبان گیری پیچی شدند.

she watched as the tape was spooled back into the cassette.

او تماشا کرد که نوار دوباره در داخل کاستت پیچی شد.

the spooler managed the print jobs effectively.

دستگاه پیچی، کارهای چاپ را به طور موثر مدیریت کرد.

he carefully spooled the fishing line onto the reel.

او با دقت نخ ماهیگیری را روی چرخ پیچی کرد.

the technician spooled the cable to prevent damage.

تکنسین کابل را برای جلوگیری از آسیب پیچی کرد.

the movie was spooled and ready for viewing.

فیلم پیچی شده و آماده پخش بود.

she spooled the thread onto the bobbin for sewing.

او نخ را برای دوختن روی قرقره پیچی کرد.

after the project, the team spooled the materials for storage.

پس از پروژه، تیم مواد را برای نگهداری پیچی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید