spooned

[ایالات متحده]/spuːnd/
[بریتانیا]/spuːnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. با قاشق برداشتن
vbl. برداشتن با قاشق

عبارات و ترکیب‌ها

spooned together

در کنار هم ریخته شده

spooned up

بلعیده شد

spooned out

بیرون ریخته شد

spooned over

روی آن ریخته شد

spooned in

داخل آن ریخته شد

spooned around

اطراف آن ریخته شد

spooned close

نزدیک به هم ریخته شد

spooned down

پایین ریخته شد

spooned beside

در کنار آن ریخته شد

spooned happily

با خوشحالی ریخته شد

جملات نمونه

they spooned on the couch while watching a movie.

آنها در حالی که فیلم تماشا می‌کردند، روی مبل در کنار هم چله‌نشین شدند.

after a long day, they spooned in bed to relax.

بعد از یک روز طولانی، آنها برای استراحت در کنار هم در رختخواب چله‌نشین شدند.

the puppy spooned with its mother for warmth.

سگ توله برای گرم شدن در کنار مادرش چله‌نشین شد.

they often spooned under the stars during camping trips.

آنها اغلب در طول سفرهای کمپینگ زیر ستارگان چله‌نشین می‌شدند.

in winter, they loved to spoon to keep warm.

در زمستان، آنها عاشق چله‌نشینی برای گرم ماندن بودند.

she felt safe and loved when they spooned together.

وقتی در کنار هم چله‌نشین می‌شدند، او احساس امنیت و عشق می‌کرد.

he gently spooned her as they fell asleep.

وقتی به خواب می‌رفتند، او به آرامی او را در آغوش گرفت.

they spooned on the beach, enjoying the sunset.

آنها در کنار هم روی ساحل چله‌نشین شدند و از غروب خورشید لذت بردند.

as they spooned, they shared stories and laughter.

در حالی که چله‌نشین بودند، داستان‌ها و خنده‌ها را با هم تقسیم می‌کردند.

she loved the feeling of being spooned by him.

او احساس چله‌نشینی با او را دوست داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید