sportscasts

[ایالات متحده]/ˈspɔːtskɑːst/
[بریتانیا]/ˈspɔrtskæst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پخش یک رویداد ورزشی؛ گزارش زنده یک رویداد ورزشی

عبارات و ترکیب‌ها

live sportscast

پخش زنده ورزشی

evening sportscast

پخش ورزشی عصر

daily sportscast

پخش ورزشی روزانه

local sportscast

پخش ورزشی محلی

national sportscast

پخش ورزشی ملی

sports news sportscast

پخش ورزشی اخبار ورزشی

morning sportscast

پخش ورزشی صبح

weekly sportscast

پخش ورزشی هفتگی

special sportscast

پخش ورزشی ویژه

online sportscast

پخش ورزشی آنلاین

جملات نمونه

the sportscast covered the latest football highlights.

گزارش ورزشی نکات برجسته فوتبال را پوشش داد.

she tuned in to the sportscast every evening.

او هر شب به گزارش ورزشی گوش می‌داد.

the local sportscast featured interviews with players.

گزارش ورزشی محلی مصاحتی با بازیکنان داشت.

he works as a sportscast producer for the network.

او به عنوان تهیه‌کننده گزارش ورزشی برای شبکه کار می‌کند.

the sportscast provided in-depth analysis of the game.

گزارش ورزشی تجزیه و تحلیل عمیقی از بازی ارائه داد.

during the sportscast, they discussed the upcoming championship.

در طول گزارش ورزشی، آنها درباره مسابقات قهرمانی آینده صحبت کردند.

he fell asleep during the late-night sportscast.

او در طول گزارش ورزشی دیرهنگام به خواب رفت.

the sportscast team traveled to cover the olympics.

تیم گزارش ورزشی برای پوشش المپیک سفر کرد.

i enjoy the commentary during the sportscast.

من از تفسیرها در طول گزارش ورزشی لذت می‌برم.

the sportscast included live updates from the stadium.

گزارش ورزشی به‌روزرسانی‌های زنده از استادیوم را شامل می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید