spottiness

[ایالات متحده]/ˈspɒtɪnəs/
[بریتانیا]/ˈspɑːtɪnəs/

ترجمه

n. کیفیت لکه‌دار بودن یا آلودگی؛ وجود لکه‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

spottiness issue

مشکل لکه‌دار شدن

spottiness pattern

الگوی لکه‌دار شدن

spottiness factor

عامل لکه‌دار شدن

spottiness problem

مشکل لکه‌دار شدن

spottiness effect

اثر لکه‌دار شدن

spottiness level

سطح لکه‌دار شدن

spottiness analysis

تجزیه و تحلیل لکه‌دار شدن

spottiness report

گزارش لکه‌دار شدن

spottiness trend

روند لکه‌دار شدن

spottiness control

کنترل لکه‌دار شدن

جملات نمونه

the spottiness of the fabric adds a unique touch to the design.

وجود لکه‌های روی پارچه، حس و حال منحصربه‌فردی به طرح می‌دهد.

her spottiness in attendance made it hard to rely on her.

غایبی او در حضور باعث شد به او اعتماد نکنیم.

the spottiness of the data raises concerns about its reliability.

لکه‌دار بودن داده‌ها نگرانی‌هایی را در مورد قابلیت اطمینان آن ایجاد می‌کند.

spottiness in performance can lead to inconsistent results.

لکه‌دار بودن عملکرد می‌تواند منجر به نتایج غیرمنسجم شود.

he was criticized for the spottiness of his research work.

او به خاطر لکه‌دار بودن کار تحقیقاتی‌اش مورد انتقاد قرار گرفت.

the spottiness of the weather made planning difficult.

لکه‌دار بودن هوا برنامه‌ریزی را دشوار کرد.

customers complained about the spottiness of service at the restaurant.

مشتریان در مورد لکه‌دار بودن خدمات در رستوران شکایت کردند.

the spottiness of the internet connection affected the online meeting.

لکه‌دار بودن اتصال اینترنت بر جلسه آنلاین تأثیر گذاشت.

she noted the spottiness of her memory when recalling events.

او به لکه‌دار بودن حافظه‌اش هنگام یادآوری وقایع اشاره کرد.

spottiness in the paint job was evident after the first rain.

لکه‌دار بودن رنگ‌آمیزی پس از اولین باران آشکار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید