sprawled

[ایالات متحده]/sprɔːld/
[بریتانیا]/sprɔld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. اندام‌ها گسترش یافته
v. زمان گذشته و گذشته‌ی مشارکتی از sprawl؛ نشستن یا دراز کشیدن با دست‌ها و پاها گسترش یافته؛ دراز کشیدن؛ رشد کردن به صورت گسترش یافته

عبارات و ترکیب‌ها

sprawled out

درهم و برهم پخش شده

sprawled across

در عرض چیزی پخش شده

sprawled around

در اطراف پخش شده

sprawled flat

به صورت صاف پخش شده

sprawled city

شهر درهم و برهم

sprawled landscape

منظره درهم و برهم

sprawled body

بدن درهم و برهم

sprawled design

طرح درهم و برهم

sprawled area

منطقه درهم و برهم

sprawled layout

چیدمان درهم و برهم

جملات نمونه

the cat sprawled lazily on the sunny windowsill.

گربه به آرامی روی طاقچه آفتابی دراز کشیده بود.

the children sprawled out on the grass for a picnic.

کودکان برای پیک نیک روی چمن دراز کشیده بودند.

he sprawled across the couch after a long day at work.

او بعد از یک روز طولانی کار روی مبل دراز کشید.

the dog sprawled in the shade, enjoying the cool breeze.

سگ در سایه دراز کشیده بود و از نسیم خنک لذت می برد.

they sprawled out on the beach, soaking up the sun.

آنها روی ساحل دراز کشیده بودند و آفتاب می گرفتند.

the papers were sprawled all over the desk.

مدارک روی میز پخش شده بودند.

she sprawled on the bed, too tired to move.

او روی تخت دراز کشیده بود، آنقدر خسته که نتوانست حرکت کند.

the city sprawled out in every direction from the center.

شهر از مرکز در هر جهت گسترش یافته بود.

he sprawled his arms wide, welcoming everyone.

او دست های خود را باز کرد و به استقبال همه رفت.

the kids sprawled across the floor, playing games.

بچه ها روی زمین دراز کشیده بودند و بازی می کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید