spree

[ایالات متحده]/spriː/
[بریتانیا]/spriː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رفتار شگفت‌انگیز و بی‌محابا
vi. شرکت کردن در یک جشن یا میهمانی وحشی یا مست.
Word Forms
جمعsprees

عبارات و ترکیب‌ها

shopping spree

خرید اساسی

killing spree

ماراٹن کشتن

spending spree

خرید بی‌رویه

crime spree

حمله متوالی

eating spree

خوردن بیش از حد

جملات نمونه

blew a fortune on a shopping spree;

یک ثروت را در یک خرید ولخرجانه صرف کردیم.

it was his custom to spree his money in a single night.

این عادت او بود که پول خود را در یک شب خرج کند.

After her shoplifting spree she lived in mortal dread of being found out.

پس از ماجراجویی سرقت او، از اینکه لو برود، به شدت می‌ترسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید