springbok

[ایالات متحده]/'sprɪŋbɒk/
[بریتانیا]/'sprɪŋ'bɑk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آنتلپ کوچک بومی آفریقای جنوبی که به خاطر توانایی خود در پرش بلند شناخته شده است.
Word Forms

جملات نمونه

See also bongo, dik-dik, duiker, eland, gazelle, gnu, hartebeest, impala, kudu, nyala, oryx, springbok, waterbuck.

همچنین ببینید بونگو، دیک-دیک، دویکر، الاود، گراز، نو، هارتبست، ایمپالا، کودو، نیالا، اوریکس، اسپرینبوک، واترباک.

The springbok gracefully leaped across the savanna.

گوشن با ظرافت در سراسر ساوانا جهید.

The springbok is known for its incredible speed and agility.

گوشن به خاطر سرعت و چابکی فوق العاده اش شناخته شده است.

The springbok is a common sight in South Africa.

گوشن یک منظره رایج در آفریقای جنوبی است.

The springbok is a symbol of South Africa's wildlife.

گوشن نمادی از حیات وحش آفریقای جنوبی است.

The springbok's coat is a beautiful shade of brown and white.

پوشش گوشن دارای سایه قهوه ای و سفید زیبایی است.

The springbok is a type of antelope found in southern Africa.

گوشن نوعی گوزن است که در آفریقای جنوبی یافت می شود.

The springbok can reach speeds of up to 55 miles per hour.

گوشن می تواند به سرعت تا 55 مایل در ساعت برسد.

The springbok is an important part of the ecosystem in the region.

گوشن بخش مهمی از اکوسیستم در این منطقه است.

The springbok is a popular subject for wildlife photographers.

گوشن یک موضوع محبوب برای عکاسان حیات وحش است.

The springbok's population has been affected by habitat loss and hunting.

جمعیت گوشن تحت تأثیر از دست دادن زیستگاه و شکار قرار گرفته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید