springier

[ایالات متحده]/[ˈsprɪŋɪər]/
[بریتانیا]/[ˈsprɪŋɪər]/

ترجمه

adv. به شکلی پر انرژی‌تر.
adj. بیشتر تمایل به پرتاب شدن؛ دارای فنر؛ مجهز به فنر.

عبارات و ترکیب‌ها

springier than

نرم تر از

getting springier

نرم تر شدن

much springier

خیلی نرم تر

springier now

اکنون نرم تر

felt springier

نرم تر احساس شد

becoming springier

نرم تر شدن

springier surface

سطح نرم تر

springier material

مواد نرم تر

springier design

طراحی نرم تر

springier action

عملکرد نرم تر

جملات نمونه

the new mattress feels much springier than the old one.

مبلمان جدید نسبت به مبلمان قدیمی بسیار سفت‌تر احساس می‌شود.

she preferred a springier running shoe for better performance.

او برای عملکرد بهتر، از کفش دویدنی سفت‌تر ترجیح می‌داد.

the garden soil is springier after a good rain.

خاک گلخانه پس از باران خوب سفت‌تر شده است.

he liked the springier feel of the new rope.

او احساس سفت‌تر بودن نخ جدید را دوست داشت.

the springier fabric was perfect for the summer dress.

پارچه سفت‌تر برای پوشاک تابستانی کاملاً مناسب بود.

the trampoline was surprisingly springier than expected.

ترامپولین بسیار سفت‌تر از آنچه توقع داشتیم بود.

we chose a springier coil for the suspension system.

ما برای سیستم مهار، یک پیچ سفت‌تر انتخاب کردیم.

the athlete favored a springier tennis racket for power.

ورزشکار یک کِشکت جنسی سفت‌تر را برای قدرت ترجیح می‌داد.

the bouncy castle had a noticeably springier surface.

سقف جنگل کودک دارای سطحی سفت‌تر بود.

the springier design improved the product’s comfort.

طراحی سفت‌تر راحتی محصول را بهبود داد.

the new yoga mat offered a springier and more supportive feel.

چادر یوگا جدید احساس سفت‌تر و حمایت بیشتری ارائه می‌داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید