springlike

[ایالات متحده]/[ˈsprɪŋˌlaɪk]/
[بریتانیا]/[ˈsprɪŋˌlaɪk]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شبیه یا حاکی از بهار؛ ملایم و دلپذیر؛ شاداب و پرانرژی.

عبارات و ترکیب‌ها

springlike weather

هوای بهاری

a springlike day

یک روز بهاری

feeling springlike

احساس بهاری

springlike atmosphere

فضای بهاری

springlike warmth

گرماي بهاری

springlike breeze

نسیم بهاری

springlike colors

رنگ‌های بهاری

springlike appearance

ظاهر بهاری

springlike mood

حالت بهاری

springlike air

هوای بهاری

جملات نمونه

the weather was springlike, perfect for a picnic in the park.

هوا دلپذیر و مانند بهار بود، مناسب برای پیک نیک در پارک.

she wore a springlike dress with floral patterns.

او لباسی با طرح گل بهاری پوشیده بود.

the garden had a springlike feel with blooming flowers everywhere.

باغ حال و هوای بهاری داشت و گل‌ها در همه جا شکوفا بودند.

a springlike breeze rustled the leaves on the trees.

نسیمی بهاری برگ‌های درختان را به حرکت درآورد.

the landscape looked springlike after the rain.

مناظر پس از باران، مانند بهار به نظر می‌رسید.

he described the atmosphere as springlike and refreshing.

او از فضای هوا بهاری و دلپذیر یاد کرد.

the song had a springlike melody that was light and cheerful.

آهنگ دارای یک ملودی بهاری بود که سبک و شاداب بود.

the artist captured a springlike scene in the painting.

هنرمند صحنه‌ای بهاری را در نقاشی به تصویر کشید.

the town felt springlike with new life emerging.

شهر با ظهور زندگی جدید، حال و هوای بهاری داشت.

the air had a springlike quality, clean and crisp.

هوا دارای کیفیتی مانند بهار بود، پاک و خنک.

the child's laughter had a springlike quality, full of joy.

خنده کودک حال و هوای بهاری داشت، سرشار از شادی.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید