spye

[ایالات متحده]/ɛsp-aɪ-waɪ-iː/
[بریتانیا]/ɛsp-aɪ-waɪ-iː/

ترجمه

abbr. تخمین پارامتر آماری (برای محاسبه کارایی)
شکل‌های واژه
جمعspyes

جملات نمونه

the detective hired a spy to gather evidence.

دétektیف یک کارآگاه را استخدام کرد تا شواهد جمع‌آوری کند.

she works as an industrial spy for a major corporation.

او در یک شرکت بزرگ به عنوان یک کارآگاه صنعتی کار می‌کند.

the spy network was dismantled by authorities.

شبکه کارآگاهان توسط مراجع مربوطه تخریب شد.

he read a spy novel during his vacation.

او در طول تعطیلاتش یک رمان کارآگاهی را خواند.

the double spy was caught and imprisoned.

کارآگاه دوگانه دستگیر شد و زندانی شد.

they installed a spy camera in the office.

آن‌ها یک دوربین کارآگاهی را در دفتر کار نصب کردند.

the cia is a famous spy agency worldwide.

سی‌آی‌ای یک سازمان کارآگاهی معروف در سراسر جهان است.

an undercover spy infiltrated the organization.

یک کارآگاه غیب‌گر در سازمان نفوذ کرد.

police uncovered a large spy ring in the city.

پلیس یک گروه بزرگ کارآگاهی در شهر را کشف کرد.

the spy mission was completed successfully.

مأموریت کارآگاهی با موفقیت انجام شد.

hackers can install computer spy software on your device.

هکرها می‌توانند نرم‌افزار کارآگاهی را روی دستگاه شما نصب کنند.

the secret spy operation lasted for months.

عملیات کارآگاهی مخفی به مدت چند ماه ادامه یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید