spyes

[ایالات متحده]/spaɪz/
[بریتانیا]/spaɪz/

ترجمه

n. جمع spye؛ یک پارامتر آماری که برای تخمین کارایی محاسباتی استفاده می‌شود
v. نظارت کردن؛ مشاهده خفیه کردن

جملات نمونه

the kingdom employed an intricate network of secret spyes.

پادشاهی از یک شبکه پیچیده از اطلاع‌آگاهان سرکه دار داشت.

rumors of enemy spyes spread rapidly through the castle.

گوشه‌گویی‌هایی درباره اطلاع‌آگاهان دشمن به سرعت در قلعه پخش شد.

he was accused of harboring foreign spyes in his home.

او متهم شد که اطلاع‌آگاهان خارجی را در خانه‌اش پنهان کرده است.

the queen's spyes uncovered a plot to seize the throne.

اطلاع‌آگاهان پادشاهی یک گروه‌گریزی را برای تصرف تاج را کشف کردند.

many spyes operate under the guise of traveling merchants.

بسیاری از اطلاع‌آگاهان تحت پوشش تجار سفر کننده فعالیت می‌کنند.

the city walls were guarded against incoming spyes.

دیوارهای شهر علیه ورود اطلاع‌آگاهان دشمن دفاع می‌کردند.

counter-espionage units work tirelessly to identify enemy spyes.

واحد‌های مبارزه با اطلاع‌آگاهی با تمام توان به شناسایی اطلاع‌آگاهان دشمن مشغول هستند.

letters written in invisible ink revealed the spyes' plans.

نامه‌هایی که با مداد غیرقابل دیدن نوشته شده بودند، برنامه‌های اطلاع‌آگاهان را آشکار کرد.

the general feared that spyes had infiltrated his senior staff.

عمومی از اینکه اطلاع‌آگاهان به افسران بالا وارد شده‌اند، نگران بود.

double spyes often face the greatest danger during wartime.

اطلاع‌آگاهان دوگانه اغلب در زمان جنگ با خطر بزرگتری مواجه می‌شوند.

local informants acted as spyes for the invading army.

خبرنیارهای محلی به عنوان اطلاع‌آگاهان برای نیروی مهاجم فعالیت می‌کردند.

she disguised herself as a servant to act as one of the spyes.

او خود را به عنوان یک پرسنل تقلید کرد تا به عنوان یکی از اطلاع‌آگاهان فعالیت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید