squalling baby
نوزاد جیغزن
squalling wind
باد جیغزن
squalling child
کودک جیغزن
squalling storm
طوفان جیغزن
squalling noise
صدای جیغزن
squalling crowd
جمعیت جیغزن
squalling seagulls
چایچههای جیغزن
squalling children
کودکان جیغزن
squalling sirens
آژیرهای جیغزن
squalling weather
آبوهوای جیغزن
the baby was squalling loudly in the night.
نوزاد در طول شب با صدای بلند زاری میکرد.
she couldn't concentrate on her work because of the squalling children.
به دلیل بچههای جیغجیغو، او نمیتوانست روی کار خود تمرکز کند.
the squalling of the wind kept us awake.
صدای وزش باد ما را بیدار نگه داشت.
he ignored the squalling protests of the crowd.
او اعتراضات جیغجیغو جمعیت را نادیده گرفت.
the dog started squalling when it saw the thunder.
وقتی سگ رعد را دید، شروع به زاری کرد.
we could hear the squalling of the seagulls by the beach.
ما میتوانستیم صدای زاری گنجشکهای دریایی را در کنار ساحل بشنویم.
her squalling laughter filled the room.
خندههای جیغجیگوی او اتاق را پر کرد.
he tried to calm the squalling child in his arms.
او سعی کرد کودک جیغجیغو را در آغوشش آرام کند.
the squalling sirens alerted everyone in the area.
آژیرهای جیغجیغو باعث آگاهی همه در منطقه شد.
despite the squalling, they managed to finish the game.
با وجود جیغ و فریاد، آنها توانستند بازی را به پایان برسانند.
squalling baby
نوزاد جیغزن
squalling wind
باد جیغزن
squalling child
کودک جیغزن
squalling storm
طوفان جیغزن
squalling noise
صدای جیغزن
squalling crowd
جمعیت جیغزن
squalling seagulls
چایچههای جیغزن
squalling children
کودکان جیغزن
squalling sirens
آژیرهای جیغزن
squalling weather
آبوهوای جیغزن
the baby was squalling loudly in the night.
نوزاد در طول شب با صدای بلند زاری میکرد.
she couldn't concentrate on her work because of the squalling children.
به دلیل بچههای جیغجیغو، او نمیتوانست روی کار خود تمرکز کند.
the squalling of the wind kept us awake.
صدای وزش باد ما را بیدار نگه داشت.
he ignored the squalling protests of the crowd.
او اعتراضات جیغجیغو جمعیت را نادیده گرفت.
the dog started squalling when it saw the thunder.
وقتی سگ رعد را دید، شروع به زاری کرد.
we could hear the squalling of the seagulls by the beach.
ما میتوانستیم صدای زاری گنجشکهای دریایی را در کنار ساحل بشنویم.
her squalling laughter filled the room.
خندههای جیغجیگوی او اتاق را پر کرد.
he tried to calm the squalling child in his arms.
او سعی کرد کودک جیغجیغو را در آغوشش آرام کند.
the squalling sirens alerted everyone in the area.
آژیرهای جیغجیغو باعث آگاهی همه در منطقه شد.
despite the squalling, they managed to finish the game.
با وجود جیغ و فریاد، آنها توانستند بازی را به پایان برسانند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید