squalling

[ایالات متحده]/ˈskwɔːlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈskwɔlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری squall

عبارات و ترکیب‌ها

squalling baby

نوزاد جیغ‌زن

squalling wind

باد جیغ‌زن

squalling child

کودک جیغ‌زن

squalling storm

طوفان جیغ‌زن

squalling noise

صدای جیغ‌زن

squalling crowd

جمعیت جیغ‌زن

squalling seagulls

چایچه‌های جیغ‌زن

squalling children

کودکان جیغ‌زن

squalling sirens

آژیرهای جیغ‌زن

squalling weather

آب‌وهوای جیغ‌زن

جملات نمونه

the baby was squalling loudly in the night.

نوزاد در طول شب با صدای بلند زاری می‌کرد.

she couldn't concentrate on her work because of the squalling children.

به دلیل بچه‌های جیغ‌جیغو، او نمی‌توانست روی کار خود تمرکز کند.

the squalling of the wind kept us awake.

صدای وزش باد ما را بیدار نگه داشت.

he ignored the squalling protests of the crowd.

او اعتراضات جیغ‌جیغو جمعیت را نادیده گرفت.

the dog started squalling when it saw the thunder.

وقتی سگ رعد را دید، شروع به زاری کرد.

we could hear the squalling of the seagulls by the beach.

ما می‌توانستیم صدای زاری گنجشک‌های دریایی را در کنار ساحل بشنویم.

her squalling laughter filled the room.

خنده‌های جیغ‌جیگوی او اتاق را پر کرد.

he tried to calm the squalling child in his arms.

او سعی کرد کودک جیغ‌جیغو را در آغوشش آرام کند.

the squalling sirens alerted everyone in the area.

آژیرهای جیغ‌جیغو باعث آگاهی همه در منطقه شد.

despite the squalling, they managed to finish the game.

با وجود جیغ و فریاد، آنها توانستند بازی را به پایان برسانند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید