squarer

[ایالات متحده]/ˈskweə.rə/
[بریتانیا]/ˈskwer.ər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کارگری که چوب یا سنگ را مربع می‌کند؛ چاقوی مربع؛ مدار مربع؛ ژنراتور موج مستطیلی

عبارات و ترکیب‌ها

square squarer

مربع مربعی

squarer root

ریشه مربعی

squarer function

تابع مربعی

squarer area

مساحت مربعی

squarer equation

معادله مربعی

squarer formula

فرمول مربعی

squarer term

جمله مربعی

squarer diagram

نمودار مربعی

squarer value

مقدار مربعی

squarer method

روش مربعی

جملات نمونه

the squarer the room, the easier it is to arrange furniture.

هرچه اتاق بزرگتر و با ابعاد تر باشد، چیدمان مبلمان آسان تر است.

he prefers squarer shapes for his art projects.

او ترجیح می دهد برای پروژه های هنری خود از شکل های مربعی تر استفاده کند.

in geometry, a squarer is often used to calculate area.

در هندسه، از یک مربع برای محاسبه مساحت اغلب استفاده می شود.

the squarer the table, the more people can sit around it.

هرچه میز بزرگتر و با ابعاد تر باشد، افراد بیشتری می توانند دور آن بنشینند.

she likes her photos to have a squarer aspect ratio.

او دوست دارد عکس هایش نسبت به تصویر مربعی تری داشته باشند.

using a squarer design can make the building look more modern.

استفاده از طراحی مربعی تر می تواند باعث شود ساختمان مدرن تر به نظر برسد.

the squarer the cake, the easier it is to cut equal pieces.

هرچه کیک بزرگتر و با ابعاد تر باشد، برش دادن قطعات مساوی آسان تر است.

he bought a squarer box to store his tools.

او یک جعبه مربعی تر برای نگهداری ابزارهای خود خرید.

the squarer the plot of land, the more efficient the layout.

هرچه طرح زمین بزرگتر و با ابعاد تر باشد، طرح بندی کارآمدتر است.

she prefers squarer designs for her website layout.

او ترجیح می دهد برای طرح وب سایت خود از طرح های مربعی تر استفاده کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید