squeaked

[ایالات متحده]/skwiːkt/
[بریتانیا]/skwiːkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته squeak؛ صدای کوتاه و با فرکانس بالا تولید کردن؛ به کسی اطلاع دادن؛ به عنوان یک خبرچین عمل کردن

عبارات و ترکیب‌ها

squeaked loudly

با صدای بلند جیغ زد

squeaked softly

به آرامی جیغ زد

squeaked in surprise

از تعجب جیغ زد

squeaked with joy

از خوشحالی جیغ زد

squeaked out

بیرون جیغ زد

squeaked nervously

با اضطراب جیغ زد

squeaked quickly

به سرعت جیغ زد

squeaked again

باز هم جیغ زد

squeaked unexpectedly

به طور غیرمنتظره جیغ زد

squeaked happily

با خوشحالی جیغ زد

جملات نمونه

the mouse squeaked loudly in the corner.

鼠 در گوشه به شدت جیغ زد.

she squeaked with joy when she saw the surprise.

وقتی متوجه غافلگیری شد، با خوشحالی جیغ زد.

the door squeaked as it opened slowly.

در هنگام باز شدن آهسته جیغ زد.

he squeaked out a few words of apology.

او چند کلمه عذرخواهی جیغ زد.

the toy car squeaked when i pressed it.

وقتی آن را فشار دادم، ماشین اسباب‌بازی جیغ زد.

the brakes on the bicycle squeaked badly.

ترمزهای دوچرخه به شدت جیغ زدند.

she squeaked in surprise when the balloon popped.

وقتی بادکنک ترکید، با تعجب جیغ زد.

the old chair squeaked every time i sat down.

هر بار که می‌نشستم، صندلی قدیمی جیغ می‌زد.

the kitten squeaked as it played with the yarn.

وقتی با نخ بازی می‌کرد، بچه گربه جیغ می‌زد.

he squeaked in fear when he saw the spider.

وقتی عنکبوت را دید، از ترس جیغ زد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید