nervous squirmers
اسکرمرهای عصبی
little squirmers
اسکرمرهای کوچک
squirmers unite
اسکرمرها متحد شوند
anxious squirmers
اسکرمرهای مضطرب
squirmers in action
اسکرمرها در حال عمل
squirmers beware
اسکرمرها مراقب باشند
squirmers are here
اسکرمرها اینجاییم
squirmers at play
اسکرمرها در حال بازی
squirmers in trouble
اسکرمرها در مشکل
friendly squirmers
اسکرمرهای دوستانه
some squirmers are afraid of being caught.
برخی از موجودات خزنده از دست گرفته شدن میترسند.
children often act like squirmers during long meetings.
کودکان اغلب در طول جلسات طولانی مانند موجودات خزنده رفتار میکنند.
squirmers can be difficult to handle in a classroom setting.
موجودات خزنده میتوانند در محیط کلاس مدیریت آنها دشوار باشد.
he felt like a squirmers when he had to speak in public.
وقتی مجبور بود در ملاء عام صحبت کند، احساس میکرد مانند یک موجود خزنده است.
squirmers often try to escape from tight situations.
موجودات خزنده اغلب سعی میکنند از موقعیتهای تنگ فرار کنند.
she noticed the squirmers in the grass during her walk.
او موجودات خزنده را در چمن در حین پیادهرویاش متوجه شد.
some squirmers thrive in damp environments.
برخی از موجودات خزنده در محیطهای مرطوب رشد میکنند.
he couldn't help but squirm like a squirmers when he was nervous.
وقتی عصبی بود، نتوانست جلوی خود را بگیرد و مانند یک موجود خزنده حرکت کند.
squirmers are often found hiding under rocks.
موجودات خزنده اغلب در حال پنهان شدن زیر سنگها یافت میشوند.
she described the squirmers wriggling in the mud.
او توصیف کرد که چگونه موجودات خزنده در گلها میخزند.
nervous squirmers
اسکرمرهای عصبی
little squirmers
اسکرمرهای کوچک
squirmers unite
اسکرمرها متحد شوند
anxious squirmers
اسکرمرهای مضطرب
squirmers in action
اسکرمرها در حال عمل
squirmers beware
اسکرمرها مراقب باشند
squirmers are here
اسکرمرها اینجاییم
squirmers at play
اسکرمرها در حال بازی
squirmers in trouble
اسکرمرها در مشکل
friendly squirmers
اسکرمرهای دوستانه
some squirmers are afraid of being caught.
برخی از موجودات خزنده از دست گرفته شدن میترسند.
children often act like squirmers during long meetings.
کودکان اغلب در طول جلسات طولانی مانند موجودات خزنده رفتار میکنند.
squirmers can be difficult to handle in a classroom setting.
موجودات خزنده میتوانند در محیط کلاس مدیریت آنها دشوار باشد.
he felt like a squirmers when he had to speak in public.
وقتی مجبور بود در ملاء عام صحبت کند، احساس میکرد مانند یک موجود خزنده است.
squirmers often try to escape from tight situations.
موجودات خزنده اغلب سعی میکنند از موقعیتهای تنگ فرار کنند.
she noticed the squirmers in the grass during her walk.
او موجودات خزنده را در چمن در حین پیادهرویاش متوجه شد.
some squirmers thrive in damp environments.
برخی از موجودات خزنده در محیطهای مرطوب رشد میکنند.
he couldn't help but squirm like a squirmers when he was nervous.
وقتی عصبی بود، نتوانست جلوی خود را بگیرد و مانند یک موجود خزنده حرکت کند.
squirmers are often found hiding under rocks.
موجودات خزنده اغلب در حال پنهان شدن زیر سنگها یافت میشوند.
she described the squirmers wriggling in the mud.
او توصیف کرد که چگونه موجودات خزنده در گلها میخزند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید