wrigglers

[ایالات متحده]/ˈrɪɡlə/
[بریتانیا]/ˈrɪɡlər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مرحله لارو یک پشه یا حشره مشابه؛ چیزی یا کسی که تاب می‌خورد

عبارات و ترکیب‌ها

wriggler in water

مارکنی در آب

wriggler in mud

مارکنی در گل

wriggler on hook

مارکنی روی قلاب

little wriggler

مارکنی کوچک

wriggler for bait

مارکنی برای طعمه

wiggly wriggler

مارکنی مارپیچ

wriggler in grass

مارکنی در چمن

wriggler for fish

مارکنی برای ماهی

wriggler in soil

مارکنی در خاک

fast wriggler

مارکنی سریع

جملات نمونه

the wriggler slipped through the grass quickly.

چرخندک به سرعت از میان علف‌ها عبور کرد.

children love to catch a wriggler in the garden.

بچه ها عاشق گرفتن یک چرخندک در باغ هستند.

she found a wriggler in the soil while gardening.

او در حین باغبانی یک چرخندک در خاک پیدا کرد.

the wriggler danced in the sunlight.

چرخندک در نور خورشید می‌رقصید.

he used a wriggler as bait for fishing.

او از چرخندک به عنوان طعمه برای ماهیگیری استفاده کرد.

a wriggler can be fascinating to observe.

یک چرخندک می‌تواند برای مشاهده جذاب باشد.

she carefully placed the wriggler back into the soil.

او با دقت چرخندک را دوباره در خاک قرار داد.

the wriggler's movements were mesmerizing.

حرکات چرخندک مسحور کننده بود.

he was surprised to see a wriggler in his shoe.

او از دیدن یک چرخندک در کفشش تعجب کرد.

the wriggler wriggled away from the bird.

چرخندک از پرنده دور شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید