squirms

[ایالات متحده]/skwɜːmz/
[بریتانیا]/skwɜrmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بدن را به طور پیچ و تاب دادن یا چرخاندن; احساس ناراحتی یا شرمندگی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

squirms with excitement

با هیجان می‌لرزد

squirms in discomfort

در ناراحتی می‌لرزد

squirms in pain

درد می‌لرزد

squirms under pressure

تحت فشار می‌لرزد

squirms with fear

با ترس می‌لرزد

squirms in embarrassment

در خجالت می‌لرزد

squirms with joy

با خوشحالی می‌لرزد

squirms in anxiety

با اضطراب می‌لرزد

squirms with laughter

با خنده می‌لرزد

squirms in confusion

در سردرگمی می‌لرزد

جملات نمونه

the worm squirms in the dirt.

کرم در خاک می‌خزد.

the child squirms in his seat during the lecture.

کودک در طول سخنرانی در صندلی خود می‌خزد.

she squirms when someone brings up her past.

وقتی کسی از گذشته او صحبت می‌کند، او می‌خزد.

the fish squirms on the hook.

ماهی روی قلاب می‌خزد.

he always squirms out of doing chores.

او همیشه از انجام کارهای خانه فرار می‌کند.

the puppy squirms with excitement when it sees its owner.

وقتی صاحب خود را می‌بیند، توله با هیجان می‌خزد.

she squirms in embarrassment at the compliment.

او در خجالت از تعریف، می‌خزد.

the athlete squirms to break free from the tackle.

ورزشکار برای رهایی از تکل می‌خزد.

he squirms under the intense scrutiny of the audience.

او تحت نظرات شدید مخاطبان می‌خزد.

the snake squirms through the grass.

مار در چمن‌ها می‌خزد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید