writhes

[ایالات متحده]/[ˈraɪθ]/
[بریتانیا]/[ˈraɪθ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به چرخشی یا با انقباض حرکت کردن؛ احساس یا ابراز درد یا رنج شدید؛ به شدت دست و پا زدن یا رنج کشیدن.

عبارات و ترکیب‌ها

he writhes in pain

او در دردانه می‌لولد

writhes with agony

با رنج می‌لولد

the snake writhes

مار می‌لولد

writhes and struggles

می‌لولد و تلاش می‌کند

she writhed slightly

او کمی می‌لولید

writhes in despair

در ناامیدی می‌لولد

body writhes

بدن می‌لولد

writhes around

به اطراف می‌لولد

writhes fiercely

به شدت می‌لولد

writhes silently

به طور خاموش می‌لولد

جملات نمونه

the snake writhes in the grass, searching for prey.

مار در چمن‌ها می‌خزد و به دنبال طعمه می‌گردد.

he writhes in agony after the accident.

او پس از حادثه در عذاب می‌خزد.

the dancer's body writhes with graceful fluidity.

بدن رقصنده با ظرافت و روانی می‌خزد.

the child writhes against the restraints, wanting to escape.

کودک در برابر محدودیت‌ها می‌خزد و می‌خواهد فرار کند.

the plot of the novel writhes with unexpected twists.

داستان رمان با پیچش‌های غیرمنتظره می‌خزد.

the politician's explanation writhes under scrutiny.

توضیحات سیاستمدار تحت بررسی می‌خزد.

the worm writhes in the soil, seeking nutrients.

کرم در خاک می‌خزد و به دنبال مواد مغذی می‌گردد.

she writhes in frustration over the difficult problem.

او در عصبانیت بر سر مشکل دشوار می‌خزد.

the protagonist's moral compass writhes with conflicting desires.

قطب‌نمای اخلاقی شخصیت اصلی با خواسته‌های متضاد می‌خزد.

the injured athlete writhes in pain on the field.

ورزشکار آسیب‌دیده در درد روی زمین می‌خزد.

the argument writhes with unresolved contradictions.

بحث با تناقضات حل‌نشده می‌خزد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید