staddles

[ایالات متحده]/ˈstæd.əl/
[بریتانیا]/ˈstæd.əl/

ترجمه

n. ساختار یا پایه حمایتی؛ پایین یک کاهدان؛ یک سکوی برای کاه

عبارات و ترکیب‌ها

staddle tree

درخت استادل

staddle fence

نرده استادل

staddle barn

انبار استادل

staddle roof

سقف استادل

staddle support

پشتیبانی استادل

staddle pole

قطب استادل

staddle structure

ساختار استادل

staddle piece

قطعه استادل

staddle load

بار استادل

staddle base

پایه استادل

جملات نمونه

he decided to staddle between two different career paths.

او تصمیم گرفت بین دو مسیر شغلی مختلف تعادل برقرار کند.

she likes to staddle her interests in art and science.

او از ترکیب علایق خود در هنر و علم لذت می برد.

the horse staddled over the small fence with ease.

اسب به راحتی از روی حصار کوچک عبور کرد.

he staddled the line between being a friend and a mentor.

او بین دوست بودن و مربی بودن مرز را حفظ کرد.

the athlete staddled two sports, excelling in both.

آن ورزشکار در هر دو رشته ورزشی موفق بود.

she tends to staddle her time between work and family.

او معمولاً زمان خود را بین کار و خانواده تقسیم می کند.

he staddled the responsibilities of being a student and a part-time worker.

او مسئولیت های یک دانشجو و یک کارمند پاره وقت را به طور همزمان انجام می داد.

the bridge staddled the two sides of the river.

پل دو طرف رودخانه را به هم متصل کرد.

she staddled her emotions, unsure of how to proceed.

او احساسات خود را کنترل کرد و نمی دانست چگونه ادامه دهد.

he found it difficult to staddle his commitments.

او انجام تعهدات خود را دشوار می یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید