industry standardiser
استاندارد کننده صنعت
global standardiser
استاندارد کننده جهانی
chief standardiser
استاندارد کننده ارشد
standardiser role
نقش استاندارد کننده
standardisers meeting
جلسه استاندارد کنندگان
appointed standardiser
استاندارد کننده منصوب شده
standardiser training
آموزش استاندارد کننده
standardiser guidelines
راهنمای استاندارد کننده
standardised by standardiser
استاندارد شده توسط استاندارد کننده
standardiser feedback
بازخورد استاندارد کننده
the committee appointed a standardiser to align the terminology across departments.
کمیته یک استانداردساز را برای هماهنگ کردن واژگان در بین بخشها منصوب کرد.
our standardiser updated the style guide to match industry standards.
استانداردساز ما راهنمای سبک را بهروز کرد تا با استانداردهای صنعتی مطابقت داشته باشد.
the standardiser reviewed the documentation for consistent wording and formatting.
استانداردساز مدارک را برای یکنواختی در واژگان و فرمتبندی بررسی کرد.
before release, the standardiser ran a compliance check on every specification.
قبل از انتشار، استانداردساز بررسی پایبندی را روی هر مشخصه انجام داد.
the standardiser proposed a standard template for all incident reports.
استانداردساز یک الگوی استاندارد را برای گزارشهای تمامی حوادث پیشنهاد داد.
we hired a standardiser to standardise our product labels across markets.
ما یک استانداردساز استخدام کردیم تا برچسبهای محصولات ما را در سراسر بازارها استاندارد کنیم.
the standardiser ensured adherence to standard procedures during the audit.
استانداردساز پایبندی به رویکردهای استاندارد در طول بازبینی را تضمین کرد.
the standardiser drafted standard operating procedures for the new lab.
استانداردساز فرایندهای کاری استانداردی را برای آزمایشگاه جدید تهیه کرد.
after feedback, the standardiser refined the standard terminology used in the ui.
پس از بازخورد، استانداردساز واژگان استانداردی که در UI استفاده میشدند را بهبود بخشید.
the standardiser coordinated with engineers to align standards across teams.
استانداردساز با مهندسین همکاری کرد تا استانداردها را در بین تیمها هماهنگ کند.
to reduce ambiguity, the standardiser enforced consistent naming conventions.
برای کاهش ابهام، استانداردساز قوانین نامگذاری یکنواخت را اجرا کرد.
the standardiser completed a thorough standardisation review of the api docs.
استانداردساز بررسی کاملی از مدارک API را انجام داد.
industry standardiser
استاندارد کننده صنعت
global standardiser
استاندارد کننده جهانی
chief standardiser
استاندارد کننده ارشد
standardiser role
نقش استاندارد کننده
standardisers meeting
جلسه استاندارد کنندگان
appointed standardiser
استاندارد کننده منصوب شده
standardiser training
آموزش استاندارد کننده
standardiser guidelines
راهنمای استاندارد کننده
standardised by standardiser
استاندارد شده توسط استاندارد کننده
standardiser feedback
بازخورد استاندارد کننده
the committee appointed a standardiser to align the terminology across departments.
کمیته یک استانداردساز را برای هماهنگ کردن واژگان در بین بخشها منصوب کرد.
our standardiser updated the style guide to match industry standards.
استانداردساز ما راهنمای سبک را بهروز کرد تا با استانداردهای صنعتی مطابقت داشته باشد.
the standardiser reviewed the documentation for consistent wording and formatting.
استانداردساز مدارک را برای یکنواختی در واژگان و فرمتبندی بررسی کرد.
before release, the standardiser ran a compliance check on every specification.
قبل از انتشار، استانداردساز بررسی پایبندی را روی هر مشخصه انجام داد.
the standardiser proposed a standard template for all incident reports.
استانداردساز یک الگوی استاندارد را برای گزارشهای تمامی حوادث پیشنهاد داد.
we hired a standardiser to standardise our product labels across markets.
ما یک استانداردساز استخدام کردیم تا برچسبهای محصولات ما را در سراسر بازارها استاندارد کنیم.
the standardiser ensured adherence to standard procedures during the audit.
استانداردساز پایبندی به رویکردهای استاندارد در طول بازبینی را تضمین کرد.
the standardiser drafted standard operating procedures for the new lab.
استانداردساز فرایندهای کاری استانداردی را برای آزمایشگاه جدید تهیه کرد.
after feedback, the standardiser refined the standard terminology used in the ui.
پس از بازخورد، استانداردساز واژگان استانداردی که در UI استفاده میشدند را بهبود بخشید.
the standardiser coordinated with engineers to align standards across teams.
استانداردساز با مهندسین همکاری کرد تا استانداردها را در بین تیمها هماهنگ کند.
to reduce ambiguity, the standardiser enforced consistent naming conventions.
برای کاهش ابهام، استانداردساز قوانین نامگذاری یکنواخت را اجرا کرد.
the standardiser completed a thorough standardisation review of the api docs.
استانداردساز بررسی کاملی از مدارک API را انجام داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید