stapling

[ایالات متحده]/ˈsteɪplɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsteɪplɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل محکم کردن اشیاء با استفاده از سوزن منگنه؛ روش بستن ورق‌های کاغذ به یکدیگر

عبارات و ترکیب‌ها

stapling papers

چسباندن کاغذها

stapling documents

چسباندن مدارک

stapling sheets

چسباندن برگه ها

stapling reports

چسباندن گزارش‌ها

stapling packets

چسباندن بسته‌ها

stapling files

چسباندن فایل‌ها

stapling brochures

چسباندن بروشورها

stapling notes

چسباندن یادداشت‌ها

stapling assignments

چسباندن تکالیف

stapling handouts

چسباندن جزوات

جملات نمونه

stapling documents together can help keep them organized.

چسباندن اسناد به یکدیگر می‌تواند به حفظ نظم آنها کمک کند.

she is stapling the report before submitting it.

او گزارش را قبل از ارسال آن صحافی می‌کند.

he enjoys stapling papers as part of his office routine.

صحافی کاغذها بخشی از روال اداری اوست و از آن لذت می‌برد.

the teacher asked the students to start stapling their assignments.

معلم از دانش‌آموزان خواست تا تکالیف خود را صحافی کنند.

make sure to check the stapling before handing in your project.

قبل از تحویل پروژه حتماً صحافی را بررسی کنید.

stapling is a quick way to bind multiple pages.

صحافی راه سریعی برای صحافی چند صفحه است.

she ran out of staples while stapling the presentation.

در حالی که ارائه‌دادن را صحافی می‌کرد، دیگر کانالش تمام شد.

he prefers stapling his notes for easy access.

او ترجیح می‌دهد یادداشت‌های خود را برای دسترسی آسان صحافی کند.

after stapling the flyers, they distributed them around the neighborhood.

پس از صحافی بروشورها، آنها آنها را در اطراف محله توزیع کردند.

proper stapling can prevent pages from getting lost.

صحافی مناسب می‌تواند از گم شدن صفحات جلوگیری کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید