staving

[ایالات متحده]/steɪvɪŋ/
[بریتانیا]/steɪvɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بسیار خوب یا افراطی
adv. بسیار، به شدت

عبارات و ترکیب‌ها

staving off

جلوگيری

staving hunger

جلوگيری از گرسنگی

staving death

جلوگيری از مرگ

staving crisis

جلوگيری از بحران

staving temptation

جلوگيری از وسوسه

staving off disaster

جلوگيری از فاجعه

staving off illness

جلوگيری از بیماری

staving off fatigue

جلوگيری از خستگی

staving off failure

جلوگيری از شکست

staving off boredom

جلوگيری از کسالت

جملات نمونه

staving off hunger is important for survival.

جلوگیری از گرسنگی برای بقا مهم است.

they are staving off the effects of climate change.

آنها در حال جلوگیری از اثرات تغییرات آب و هوایی هستند.

she is staving off illness by eating healthy foods.

او با خوردن غذاهای سالم در حال جلوگیری از بیماری است.

staving off debt requires careful budgeting.

جلوگیری از بدهی نیاز به بودجه بندی دقیق دارد.

he is staving off fatigue with regular exercise.

او با ورزش منظم در حال جلوگیری از خستگی است.

staving off boredom can be challenging during long waits.

جلوگیری از کسلی می تواند در هنگام انتظار طولانی چالش برانگیز باشد.

they are staving off the crisis with innovative solutions.

آنها با راه حل های نوآورانه در حال جلوگیری از بحران هستند.

staving off panic in emergencies is crucial.

جلوگیری از وحشت در شرایط اضطراری بسیار مهم است.

staving off negative thoughts is essential for mental health.

جلوگیری از افکار منفی برای سلامت روان ضروری است.

she is staving off the cold with warm clothes.

او با پوشیدن لباس گرم در حال جلوگیری از سرما است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید