stellate

[ایالات متحده]/ˈstɛleɪt/
[بریتانیا]/ˈstɛleɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ستاره‌ای شکل؛ شبیه ستاره؛ تابش از یک مرکز؛ ستاره‌ای در زمینه پزشکی

عبارات و ترکیب‌ها

stellate structure

ساختار ستاره‌ای

stellate cells

سلول‌های ستاره‌ای

stellate pattern

الگوی ستاره‌ای

stellate configuration

پیکربندی ستاره‌ای

stellate form

فرم ستاره‌ای

stellate design

طراحی ستاره‌ای

stellate morphology

مورفولوژی ستاره‌ای

stellate arrangement

چیدمان ستاره‌ای

stellate outline

طرح ستاره‌ای

stellate feature

ویژگی ستاره‌ای

جملات نمونه

the leaves of the plant are stellate in shape.

برگ‌های گیاه به شکل ستاره‌ای هستند.

stellate structures can be found in various types of crystals.

ساختارهای ستاره‌ای را می‌توان در انواع مختلف کریستال‌ها یافت.

the stellate arrangement of the stars was breathtaking.

چیدمان ستاره‌ای ستارگان خیره‌کننده بود.

she drew a stellate pattern on the canvas.

او یک الگوی ستاره‌ای روی بوم نقاشی کشید.

stellate ganglia are important in the nervous system.

گنگلیای ستاره‌ای در سیستم عصبی مهم هستند.

the artist used a stellate design for the sculpture.

هنرمند از یک طرح ستاره‌ای برای مجسمه استفاده کرد.

stellate projections can enhance the visual appeal of a garden.

پیشرفت‌های ستاره‌ای می‌توانند جذابیت بصری یک باغ را افزایش دهند.

the stellate morphology of the cells was studied under a microscope.

مورفولوژی ستاره‌ای سلول‌ها با استفاده از میکروسکوپ مورد مطالعه قرار گرفت.

he described the stellate formation of the galaxy.

او شکل‌گیری ستاره‌ای کهکشان را توصیف کرد.

stellate flowers are a unique feature of this species.

گل‌های ستاره‌ای یک ویژگی منحصر به فرد این گونه هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید