stereoscopes

[ایالات متحده]/ˈstɛrɪəskəʊp/
[بریتانیا]/ˈstɛrɪəˌskoʊp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی برای مشاهده تصاویر دو بعدی در سه بعد; نوعی میکروسکوپ که نمای سه بعدی از یک شیء را فراهم می‌کند; دوربین یا بیننده استریوسکوپیک

عبارات و ترکیب‌ها

stereoscope viewer

بیننده استریوسکوپ

stereoscope images

تصاویر استریوسکوپی

stereoscope effect

اثر استریوسکوپی

stereoscope technology

فناوری استریوسکوپی

stereoscope cards

کارت‌های استریوسکوپی

stereoscope display

نمایشگر استریوسکوپی

stereoscope model

مدل استریوسکوپی

stereoscope art

هنر استریوسکوپی

جملات نمونه

she used a stereoscope to view the 3d images.

او از یک استریوسکوپ برای مشاهده تصاویر سه بعدی استفاده کرد.

the stereoscope made the photographs come to life.

استریوسکوپ باعث شد عکس‌ها زنده شوند.

he explained how a stereoscope works to the children.

او نحوه کارکرد استریوسکوپ را برای کودکان توضیح داد.

they admired the vintage stereoscope in the museum.

آنها استریوسکوپ قدیمی را در موزه تحسین کردند.

using a stereoscope can enhance your viewing experience.

استفاده از استریوسکوپ می‌تواند تجربه تماشای شما را بهبود بخشد.

the stereoscope is a fascinating tool for photography enthusiasts.

استریوسکوپ ابزاری جذاب برای علاقه مندان به عکاسی است.

she collected various types of stereoscopes over the years.

او در طول سال‌ها انواع مختلفی از استریوسکوپ جمع‌آوری کرد.

he demonstrated how to create 3d images with a stereoscope.

او نحوه ایجاد تصاویر سه بعدی با یک استریوسکوپ را نشان داد.

the children were excited to try the stereoscope for the first time.

کودکان از امتحان کردن استریوسکوپ برای اولین بار هیجان زده بودند.

many people were fascinated by the effects of the stereoscope.

بسیاری از مردم تحت تأثیر جلوه‌های استریوسکوپ قرار گرفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید