sternposts

[ایالات متحده]/ˈstɜːnpəʊst/
[بریتانیا]/ˈstɜrnpoʊst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک تیرک عمودی در دمی کشتی؛ ساختار پشتیبانی عقب یک وسیله نقلیه

عبارات و ترکیب‌ها

sternpost design

طراحی ستون فقرا

sternpost construction

ساختمان ستون فقرا

sternpost assembly

مونتاژ ستون فقرا

sternpost installation

نصب ستون فقرا

sternpost repair

تعمیر ستون فقرا

sternpost maintenance

نگهداری ستون فقرا

sternpost orientation

جهت گیری ستون فقرا

sternpost alignment

تراز ستون فقرا

sternpost analysis

تجزیه و تحلیل ستون فقرا

sternpost specifications

مشخصات ستون فقرا

جملات نمونه

the sternpost of the ship was damaged in the storm.

بدنه عقب کشتی در طوفان آسیب دید.

he inspected the sternpost for any signs of wear.

او بدنه عقب کشتی را برای هرگونه علائم سایش بررسی کرد.

the sternpost is crucial for the ship's stability.

بدنه عقب برای پایداری کشتی بسیار مهم است.

they replaced the old sternpost with a new one.

آنها بدنه عقب قدیمی را با یک بدنه عقب جدید جایگزین کردند.

the design of the sternpost affects the ship's performance.

طراحی بدنه عقب بر عملکرد کشتی تأثیر می گذارد.

he carved intricate designs into the sternpost.

او طرح های پیچیده ای را روی بدنه عقب حکاکی کرد.

the sternpost was painted to prevent corrosion.

بدنه عقب برای جلوگیری از خوردگی رنگ آمیزی شد.

understanding the sternpost's role is essential for boat builders.

درک نقش بدنه عقب برای سازندگان قایق ضروری است.

he took measurements of the sternpost before construction.

او قبل از ساخت و ساز اندازه گیری های بدنه عقب را انجام داد.

the sternpost supports the transom of the boat.

بدنه عقب از لبه عقب قایق پشتیبانی می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید