stickball

[ایالات متحده]/ˈstɪk.bɔːl/
[بریتانیا]/ˈstɪk.bɔl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بازی مشابه بیسبال که توسط کودکان در خیابان‌ها بازی می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

play stickball

بازی کردن توپ دستی

stickball game

بازی توپ دستی

stickball league

لیگ توپ دستی

stickball rules

قوانین توپ دستی

stickball team

تیم توپ دستی

stickball field

زمین توپ دستی

stickball bat

چوب توپ دستی

stickball player

بازیکن توپ دستی

stickball practice

تمرین توپ دستی

stickball score

امتیاز توپ دستی

جملات نمونه

stickball is a fun game played in the streets.

بازی استیکبال یک بازی سرگرم کننده است که در خیابان ها انجام می شود.

we used to play stickball every summer.

ما هر تابستان استیکبال بازی می کردیم.

stickball requires little equipment, just a bat and a ball.

استیکبال به تجهیزات کمی نیاز دارد، فقط یک چوب و یک توپ.

children in the neighborhood love to play stickball.

کودکان در محله دوست دارند استیکبال بازی کنند.

stickball has its roots in the streets of new york city.

استیکبال ریشه در خیابان های نیویورک دارد.

we organized a stickball tournament last weekend.

ما آخر هفته گذشته یک مسابقه استیکبال برگزار کردیم.

stickball brings back fond memories of my childhood.

بازی استیکبال خاطرات خوش دوران کودکی من را زنده می کند.

playing stickball helps improve hand-eye coordination.

بازی استیکبال به بهبود هماهنگی چشم و دست کمک می کند.

stickball is often played with makeshift bases.

اغلب با پایه‌های موقت در استیکبال بازی می‌کنند.

many kids learn the basics of baseball through stickball.

بسیاری از کودکان اصول بیسبال را از طریق استیکبال یاد می‌گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید