stiltedly

[ایالات متحده]/ˈstɪltɪdli/
[بریتانیا]/ˈstɪltɪdli/

ترجمه

adv. به روشی رسمی و خشک؛ با خشکی یا به طور غیرطبیعی

عبارات و ترکیب‌ها

speak stiltedly

سخنرانی رسمی

walk stiltedly

قدم زدن رسمی

read stiltedly

خواندن رسمی

act stiltedly

بازی کردن رسمی

جملات نمونه

he spoke stiltedly during the presentation, making the audience uncomfortable.

او در طول ارائه به شکلی خشک و غیرطبیعی صحبت کرد که باعث ناراحتی مخاطبان شد.

the actors delivered their lines stiltedly, ruining the play's emotional impact.

بازیگران دیالوگ‌ها را به شکلی خشک و غیرطبیعی اجرا کردند و تاثیر احساسی نمایش را از بین بردند.

she walked stiltedly across the stage, clearly nervous about the performance.

او با اضطراب و به شکلی خشک از روی صحنه عبور کرد و به وضوح نگران اجرا بود.

the interview candidate answered questions stiltedly, struggling to express himself clearly.

نامزد مصاحبه به شکلی خشک و با مشکل به سوالات پاسخ داد و نمی‌توانست خود را به وضوح بیان کند.

the politician delivered his speech stiltedly, losing connection with voters.

سیاستمدار سخنرانی خود را به شکلی خشک ارائه داد و ارتباط خود را با رای‌دهندگان از دست داد.

the robot moved stiltedly across the factory floor, its mechanical joints clanking.

ربات به شکلی خشک و با صدای کلیک مفاصل مکانیکی خود در سراسر کف کارخانه حرکت می‌کرد.

he apologized stiltedly, the words sounding forced and unnatural.

او به شکلی خشک عذرخواهی کرد و کلماتش اجباری و غیرطبیعی به نظر می‌رسید.

the foreigner thanked us stiltedly in our native language, struggling with pronunciation.

غریبه به شکلی خشک و با مشکل در تلفظ، از ما به زبان مادری‌مان تشکر کرد.

the wedding vows were recited stiltedly, as if the couple had never practiced.

سوگندهای ازدواج به شکلی خشک ادا شدند، انگار که زوج هرگز تمرین نکرده بودند.

the couple danced stiltedly, stepping on each other's feet repeatedly.

زوج به شکلی خشک رقصیدند و بارها روی پای یکدیگر قدم گذاشتند.

the tour guide explained the historical site stiltedly, stumbling over difficult terminology.

راهنمای تور مکان تاریخی را به شکلی خشک توضیح داد و در بیان اصطلاحات دشوار دچار مشکل شد.

the child read stiltedly, pausing at every unfamiliar word in the storybook.

کودک به شکلی خشک خواند و در هر کلمه ناآشنا در کتاب داستان مکث می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید