woodenly

[ایالات متحده]/'wudnli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طرز ناشیانه، به طرز ناهنجار

عبارات و ترکیب‌ها

move woodenly

حرکت کند

جملات نمونه

She walked woodenly across the stage.

او با خشکی روی صحنه راه رفت.

He spoke woodenly during the presentation.

او در طول ارائه با خشکی صحبت کرد.

The actor delivered his lines woodenly.

بازیگر دیالوگ‌های خود را با خشکی اجرا کرد.

The robot moved woodenly, lacking fluidity.

ربات به طور خشک حرکت می‌کرد، فاقد روانی.

Her smile seemed woodenly forced.

لبخند او به نظر اجباری و خشک می‌رسید.

The puppet danced woodenly on the strings.

عروسک‌خونه روی طناب‌ها به طور خشک رقصید.

He greeted the guests woodenly, lacking enthusiasm.

او با بی‌انگیزگی و خشکی به مهمانان خوشامد گفت.

The old man nodded his head woodenly in agreement.

مرد پیر با سر تکان دادن خشکانه با آن موافقت کرد.

The actress delivered her lines woodenly, lacking emotion.

بازیگر دیالوگ‌های خود را با خشکی اجرا کرد، فاقد احساسات.

The woodenly carved chair added a rustic touch to the room.

صندلی حکاکی شده به طور خشک، حس روستایی به اتاق اضافه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید