stingray

[ایالات متحده]/ˈstɪŋreɪ/
[بریتانیا]/ˈstɪŋreɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ماهی با بدنه صاف و دم بلند؛ نام عمومی برای انواع مختلفی از اشعه‌ها
Word Forms
جمعstingrays

عبارات و ترکیب‌ها

stingray attack

حمله اسکلت‌ماهی

stingray species

گونه‌های اسکلت‌ماهی

stingray fishing

صید اسکلت‌ماهی

stingray encounter

برخورد با اسکلت‌ماهی

stingray habitat

زیستگاه اسکلت‌ماهی

stingray injury

آسیب اسکلت‌ماهی

stingray venom

سم اسکلت‌ماهی

stingray migration

مهاجرت اسکلت‌ماهی

stingray behavior

رفتار اسکلت‌ماهی

stingray conservation

حفاظت از اسکلت‌ماهی

جملات نمونه

stingrays are often found in shallow coastal waters.

اسکلت‌ها اغلب در آب‌های ساحلی کم‌عمق یافت می‌شوند.

many people enjoy snorkeling with stingrays.

بسیاری از مردم از غواصی با اسکلت‌ها لذت می‌برند.

stingrays have a unique flat body shape.

اسکلت‌ها شکل بدن مسطحی دارند.

it is important to be cautious around stingrays.

در اطراف اسکلت‌ها باید محتاط بود.

some species of stingrays can be quite large.

برخی از گونه‌های اسکلت می‌توانند بسیار بزرگ باشند.

stingrays use their wings to glide through the water.

اسکلت‌ها از بال‌های خود برای سر خوردن در آب استفاده می‌کنند.

stingrays are often mistaken for flatfish.

اسکلت‌ها اغلب با ماهی‌های تخت اشتباه گرفته می‌شوند.

some people fear stingrays due to their venomous tails.

برخی از مردم به دلیل دستان سمی خود از اسکلت‌ها می‌ترسند.

stingrays are fascinating creatures to observe.

اسکلت‌ها موجوداتی جذاب برای مشاهده هستند.

in some cultures, stingrays are considered a delicacy.

در برخی فرهنگ‌ها، اسکلت‌ها به عنوان غذای لذیذ در نظر گرفته می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید