stokehole

[ایالات متحده]/ˈstəʊk.həʊl/
[بریتانیا]/ˈstoʊk.hoʊl/

ترجمه

n. فضایی یا شکافی برای افزودن سوخت به کوره یا بویلر؛ محفظه‌ای که سوخت در آن اضافه می‌شود تا آتش حفظ شود
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

stokehole fire

آتش‌دان

stokehole door

در آتش‌دان

stokehole area

منطقه آتش‌دان

stokehole operation

نحوه عملکرد آتش‌دان

stokehole maintenance

نگهداری آتش‌دان

stokehole inspection

بازرسی آتش‌دان

stokehole cleaning

تمیز کردن آتش‌دان

stokehole temperature

دمای آتش‌دان

stokehole design

طراحی آتش‌دان

stokehole efficiency

راندمان آتش‌دان

جملات نمونه

the workers gathered around the stokehole to discuss their tasks.

کارگران دور آتشکده جمع شدند تا در مورد وظایف خود بحث کنند.

he carefully monitored the temperature in the stokehole.

او به دقت دمای داخل آتشکده را کنترل می کرد.

the stokehole was filled with the sound of crackling coal.

آتشکده با صدای ترک خوردن زغال پر شده بود.

safety measures were implemented around the stokehole.

اقدامات ایمنی در اطراف آتشکده اجرا شد.

they found it difficult to clean the stokehole after the shift.

آنها تمیز کردن آتشکده پس از شیفت را دشوار یافتند.

the stokehole needed repairs before the next operation.

آتشکده قبل از عملیات بعدی به تعمیرات نیاز داشت.

she explained the importance of the stokehole in the heating system.

او اهمیت آتشکده در سیستم گرمایش را توضیح داد.

proper ventilation is crucial for a safe stokehole.

تهویه مناسب برای یک آتشکده ایمن بسیار مهم است.

the stokehole was the hottest part of the facility.

آتشکده داغ ترین قسمت تأسیسات بود.

they installed a new grate in the stokehole to improve efficiency.

آنها یک دریچه جدید در آتشکده نصب کردند تا بهره وری را بهبود بخشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید