stomaching food
درونریختن غذا
stomaching pain
درد درونریختن
stomaching discomfort
ناراحتی درونریختن
stomaching issues
مشکلات درونریختن
stomaching problems
مشکلات درونریختن
stomaching nausea
تهوع درونریختن
stomaching symptoms
علائم درونریختن
stomaching stress
استرس درونریختن
stomaching reactions
واکنشهای درونریختن
stomaching remedies
راه حلهای درونریختن
she is having trouble stomaching the news.
او در هضم این خبر مشکل دارد.
he can't stomach the thought of losing his job.
او نمیتواند با فکر از دست دادن شغلش کنار بیاید.
many people find it hard to stomach spicy food.
بسیاری از مردم هضم غذاهای تند را دشوار میدانند.
she has a strong stomach and can stomach anything.
او معده قوی دارد و میتواند هر چیزی را هضم کند.
after the argument, he was still stomaching his anger.
بعد از بحث، او هنوز در حال هضم خشم خود بود.
he couldn't stomach the idea of betrayal.
او نمیتوانست با این فکر کنار بیاید که فریب خورده است.
she has a tough time stomaching criticism.
او در هضم انتقادها مشکل دارد.
they are stomaching the changes in the company.
آنها در حال هضم تغییرات در شرکت هستند.
he finally managed to stomach the bitter truth.
او بالاخره توانست حقیقت تلخ را هضم کند.
some people can’t stomach the sight of blood.
برخی از افراد نمیتوانند تحمل دیدن خون را داشته باشند.
stomaching food
درونریختن غذا
stomaching pain
درد درونریختن
stomaching discomfort
ناراحتی درونریختن
stomaching issues
مشکلات درونریختن
stomaching problems
مشکلات درونریختن
stomaching nausea
تهوع درونریختن
stomaching symptoms
علائم درونریختن
stomaching stress
استرس درونریختن
stomaching reactions
واکنشهای درونریختن
stomaching remedies
راه حلهای درونریختن
she is having trouble stomaching the news.
او در هضم این خبر مشکل دارد.
he can't stomach the thought of losing his job.
او نمیتواند با فکر از دست دادن شغلش کنار بیاید.
many people find it hard to stomach spicy food.
بسیاری از مردم هضم غذاهای تند را دشوار میدانند.
she has a strong stomach and can stomach anything.
او معده قوی دارد و میتواند هر چیزی را هضم کند.
after the argument, he was still stomaching his anger.
بعد از بحث، او هنوز در حال هضم خشم خود بود.
he couldn't stomach the idea of betrayal.
او نمیتوانست با این فکر کنار بیاید که فریب خورده است.
she has a tough time stomaching criticism.
او در هضم انتقادها مشکل دارد.
they are stomaching the changes in the company.
آنها در حال هضم تغییرات در شرکت هستند.
he finally managed to stomach the bitter truth.
او بالاخره توانست حقیقت تلخ را هضم کند.
some people can’t stomach the sight of blood.
برخی از افراد نمیتوانند تحمل دیدن خون را داشته باشند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید