kitchen stools
تکیهگاههای آشپزخانه
folding stools
تکیهگاههای پویا
wooden stools
تکیهگاههای چوبی
pull up stools
تکیهگاههای کشیدنی
moving stools
تکیهگاههای جابجایی
bought stools
تکیهگاههای خریداری شده
used stools
تکیهگاههای مورد استفاده
stool sitting
نشستن روی تکیهگاه
stool design
طراحی تکیهگاه
stool height
ارتفاع تکیهگاه
we set up several stools around the campfire for everyone to sit on.
ما چند تا صندلی را در اطراف آتش چادرو برای اینکه همه بنشینند قرار دادیم.
the children used the stools as makeshift platforms for their games.
کودکان از صندلیها به عنوان پایههای موقتی برای بازیهای خود استفاده کردند.
he pulled up a stool and began to sharpen his knives.
او یک صندلی را بکشانید و شروع به تیز کردن کنیفرهایش کرد.
the bar had high stools for customers to sit at the counter.
بار صندلیهای بلندی برای مشتریان که در جای دیوار نشیندند داشت.
she carefully stacked the stools against the wall to save space.
او با دقت صندلیها را در برابر دیوار چید تا فضا را صرفه جویی کند.
the artist placed a stool in front of the easel for painting.
هنرمند یک صندلی را در جلو تابلو گذاشت تا نقاشی کند.
the mechanic used a stool to reach the engine compartment.
تکنسیون از یک صندلی برای دسترسی به قسمت موتور استفاده کرد.
they arranged the stools in a circle for the storyteller.
آنها صندلیها را به صورت دایرهای برای داستان گویان قرار دادند.
the kitchen island had stools for casual dining and conversation.
جزیره آشپزخانه صندلیهایی برای غذا خوردن و گفتگو داشت.
he carried a stack of stools into the workshop.
او یک دسته صندلی را به کارگاه برد.
the stools were lightweight and easy to move around.
صندلیها سبک بودند و به راحتی قابل جابه جایی بودند.
kitchen stools
تکیهگاههای آشپزخانه
folding stools
تکیهگاههای پویا
wooden stools
تکیهگاههای چوبی
pull up stools
تکیهگاههای کشیدنی
moving stools
تکیهگاههای جابجایی
bought stools
تکیهگاههای خریداری شده
used stools
تکیهگاههای مورد استفاده
stool sitting
نشستن روی تکیهگاه
stool design
طراحی تکیهگاه
stool height
ارتفاع تکیهگاه
we set up several stools around the campfire for everyone to sit on.
ما چند تا صندلی را در اطراف آتش چادرو برای اینکه همه بنشینند قرار دادیم.
the children used the stools as makeshift platforms for their games.
کودکان از صندلیها به عنوان پایههای موقتی برای بازیهای خود استفاده کردند.
he pulled up a stool and began to sharpen his knives.
او یک صندلی را بکشانید و شروع به تیز کردن کنیفرهایش کرد.
the bar had high stools for customers to sit at the counter.
بار صندلیهای بلندی برای مشتریان که در جای دیوار نشیندند داشت.
she carefully stacked the stools against the wall to save space.
او با دقت صندلیها را در برابر دیوار چید تا فضا را صرفه جویی کند.
the artist placed a stool in front of the easel for painting.
هنرمند یک صندلی را در جلو تابلو گذاشت تا نقاشی کند.
the mechanic used a stool to reach the engine compartment.
تکنسیون از یک صندلی برای دسترسی به قسمت موتور استفاده کرد.
they arranged the stools in a circle for the storyteller.
آنها صندلیها را به صورت دایرهای برای داستان گویان قرار دادند.
the kitchen island had stools for casual dining and conversation.
جزیره آشپزخانه صندلیهایی برای غذا خوردن و گفتگو داشت.
he carried a stack of stools into the workshop.
او یک دسته صندلی را به کارگاه برد.
the stools were lightweight and easy to move around.
صندلیها سبک بودند و به راحتی قابل جابه جایی بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید