stoppering

[ایالات متحده]/'stɒpə/
[بریتانیا]/'stɑpɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پلاگین؛ مانع؛ کسی که جلوگیری می‌کند
vt. با یک پلاگین مسدود کردن

عبارات و ترکیب‌ها

rubber stopper

درب لاستیکی

wine bottle stopper

چوب پنبه بطری شراب

door stopper

توقف درب

sink stopper

توقف سینک

pop-up stopper

توقف پاپ آپ

bath tub stopper

توقف وان حمام

جملات نمونه

a show-stopper of a smile.

لبخندی چشم‌نواز

a small stoppered jar.

یک پارچه قوطی کوچک با درب‌بندی

That put a stopper on the rumour.

این مانع انتشار شایعه شد.

She lifted the stopper from the carafe.

او درب‌بندی را از پاراچه برداشت.

The mothers stoppered their babies’ mouths with pacifiers.

مادران دهان نوزادان خود را با پستانک دربندی می‌کردند.

Small cubage and large filling capacity make rubber stopper difficult to drift when washing, one another extrude and attrite, bring badly rubber scurfs and bad washing.

حجم کم و ظرفیت پر کردن بزرگ باعث می‌شود دربندی لاستیکی در هنگام شستشو به سختی حرکت کند، یکدیگر را بیرون می‌راند و ساییده می‌کند، باعث ایجاد خرابی لاستیک و شستشوی بد می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید