rubber stopper
درب لاستیکی
wine bottle stopper
چوب پنبه بطری شراب
door stopper
توقف درب
sink stopper
توقف سینک
pop-up stopper
توقف پاپ آپ
bath tub stopper
توقف وان حمام
a show-stopper of a smile.
لبخندی چشمنواز
a small stoppered jar.
یک پارچه قوطی کوچک با درببندی
That put a stopper on the rumour.
این مانع انتشار شایعه شد.
She lifted the stopper from the carafe.
او درببندی را از پاراچه برداشت.
The mothers stoppered their babies’ mouths with pacifiers.
مادران دهان نوزادان خود را با پستانک دربندی میکردند.
Small cubage and large filling capacity make rubber stopper difficult to drift when washing, one another extrude and attrite, bring badly rubber scurfs and bad washing.
حجم کم و ظرفیت پر کردن بزرگ باعث میشود دربندی لاستیکی در هنگام شستشو به سختی حرکت کند، یکدیگر را بیرون میراند و ساییده میکند، باعث ایجاد خرابی لاستیک و شستشوی بد میشود.
rubber stopper
درب لاستیکی
wine bottle stopper
چوب پنبه بطری شراب
door stopper
توقف درب
sink stopper
توقف سینک
pop-up stopper
توقف پاپ آپ
bath tub stopper
توقف وان حمام
a show-stopper of a smile.
لبخندی چشمنواز
a small stoppered jar.
یک پارچه قوطی کوچک با درببندی
That put a stopper on the rumour.
این مانع انتشار شایعه شد.
She lifted the stopper from the carafe.
او درببندی را از پاراچه برداشت.
The mothers stoppered their babies’ mouths with pacifiers.
مادران دهان نوزادان خود را با پستانک دربندی میکردند.
Small cubage and large filling capacity make rubber stopper difficult to drift when washing, one another extrude and attrite, bring badly rubber scurfs and bad washing.
حجم کم و ظرفیت پر کردن بزرگ باعث میشود دربندی لاستیکی در هنگام شستشو به سختی حرکت کند، یکدیگر را بیرون میراند و ساییده میکند، باعث ایجاد خرابی لاستیک و شستشوی بد میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید