stopple

[ایالات متحده]/ˈstɒp.əl/
[بریتانیا]/ˈstɑː.pəl/

ترجمه

n. یک پلاگ یا درپوش
vt. بستن یا مهر و موم کردن با یک پلاگ
Word Forms
شکل سوم شخص مفردstopples
جمعstopples

عبارات و ترکیب‌ها

stopple the bottle

جلوگیری از جاری شدن از بطری

stopple the hole

پر کردن سوراخ

stopple the leak

مسدود کردن نشتی

stopple the pipe

مسدود کردن لوله

stopple the gap

پر کردن شکاف

stopple the drain

مسدود کردن زهکشی

stopple the vent

مسدود کردن دریچه تهویه

stopple the wound

بستن زخم

stopple the entry

مسدود کردن ورودی

stopple the source

مسدود کردن منبع

جملات نمونه

we need to stopple the leak in the pipe.

ما باید نشتی در لوله را مسدود کنیم.

he used a cork to stopple the bottle.

او از یک دربوشه برای مسدود کردن بطری استفاده کرد.

they stoppled the hole to prevent water from entering.

آنها سوراخ را مسدود کردند تا از ورود آب جلوگیری کنند.

she decided to stopple the draft coming from the window.

او تصمیم گرفت جریان هوای سردی که از پنجره می آمد را مسدود کند.

we should stopple the chimney to keep out the rain.

ما باید دودکش را مسدود کنیم تا از ورود باران جلوگیری کنیم.

he forgot to stopple the jar after using the contents.

او بعد از استفاده از محتویات فراموش کرد که بانکه را مسدود کند.

to preserve the wine, always stopple the bottle tightly.

برای حفظ شراب، همیشه بطری را به طور محکم مسدود کنید.

they used a rubber stopper to stopple the test tube.

آنها از یک دربوشه لاستیکی برای مسدود کردن لوله آزمایش استفاده کردند.

make sure to stopple the container before storing it.

مطمئن شوید که قبل از نگهداری آن ظرف را مسدود کنید.

he had to stopple the hole in the wall to fix the insulation.

او مجبور شد سوراخ دیوار را مسدود کند تا عایق را تعمیر کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید