stormier

[ایالات متحده]/ˈstɔːmiə/
[بریتانیا]/ˈstɔrmiər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. طوفانی؛ طوفانی؛ مشخصه احساسات یا شدت قوی

عبارات و ترکیب‌ها

stormier weather

آب و هوای تندتر

stormier seas

دریاهای تندتر

stormier nights

شبه‌های تندتر

stormier skies

آسمان‌های تندتر

stormier times

زمان‌های تندتر

stormier conditions

شرایط تندتر

stormier forecasts

پیش‌بینی‌های تندتر

stormier waters

آب‌های تندتر

stormier climates

اقلیم‌های تندتر

stormier discussions

بحث‌های تندتر

جملات نمونه

the weather is getting stormier as the day progresses.

هوا با پیشرفت روز، طوفانی‌تر می‌شود.

she prefers to stay indoors when it gets stormier outside.

او ترجیح می‌دهد وقتی بیرون هوا طوفانی می‌شود، در داخل خانه بماند.

the sea can become stormier during the winter months.

دریا در ماه‌های زمستان می‌تواند طوفانی‌تر شود.

as the stormier weather approached, we decided to cancel the picnic.

با نزدیک شدن به هوای طوفانی‌تر، تصمیم گرفتیم پیک‌نیک را لغو کنیم.

he warned us that the skies looked stormier than usual.

او به ما هشدار داد که آسمان نسبت به همیشه طوفانی‌تر به نظر می‌رسد.

the forecast predicts that it will become stormier by evening.

پیش‌بینی هواشناسی حاکی از آن است که تا شب هوا طوفانی‌تر خواهد شد.

stormier conditions can lead to dangerous driving situations.

شرایط طوفانی‌تر می‌تواند منجر به شرایط رانندگی خطرناک شود.

he enjoys watching the stormier skies from his window.

او از تماشای آسمان‌های طوفانی‌تر از پشت پنجره‌اش لذت می‌برد.

the stormier the weather, the more thrilling the adventure.

هرچه هوا طوفانی‌تر باشد، ماجراجویی هیجان‌انگیزتر است.

during stormier nights, the power often goes out.

در طول شب‌های طوفانی‌تر، اغلب برق قطع می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید