strafing

[ایالات متحده]/ˈstreɪfɪŋ/
[بریتانیا]/ˈstreɪfɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل حمله با آتش مسلسل یا توپخانه سنگین؛ به شدت مجازات یا انتقاد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

strafing run

حرکت کمکی

strafing fire

آتش کمکی

strafing attack

حمله کمکی

strafing maneuver

مانور کمکی

strafing pass

عبور کمکی

strafing action

اقدام کمکی

strafing mission

ماموریت کمکی

strafing technique

تکنیک کمکی

strafing support

حمایت کمکی

strafing capability

توانایی کمکی

جملات نمونه

the fighter jets were strafing the enemy positions.

جت‌های جنگنده در حال شلیک به مواضع دشمن بودند.

he heard the sound of strafing overhead during the battle.

او صدای شلیک به هوا را در طول نبرد شنید.

the soldiers took cover from the strafing fire.

سربازان از آتش شلیک به هوا پناه گرفتند.

strafing runs can devastate enemy troops.

حملات شلیک می‌توانند نیروهای دشمن را نابود کنند.

they planned a strafing mission to weaken the defenses.

آنها یک مأموریت شلیک برای تضعیف دفاع برنامه‌ریزی کردند.

the pilot executed a perfect strafing maneuver.

خلبان یک مانور شلیک عالی انجام داد.

strafing is a common tactic in aerial combat.

شلیک یک تاکتیک رایج در نبرد هوایی است.

during the training, they practiced strafing techniques.

در طول آموزش، آنها تکنیک‌های شلیک را تمرین کردند.

the sound of strafing filled the air as the planes flew by.

صدای شلیک هوا را پر کرد در حالی که هواپیماها از کنار عبور می‌کردند.

he watched the strafing from a safe distance.

او شلیک را از فاصله امن تماشا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید