straggled behind
عقب مانده
straggled along
همراه با عقب ماندن
straggled off
عقب ماندن و رفتن
straggled back
بازگشتن با عقب ماندن
straggled away
عقب ماندن و دور رفتن
straggled forward
به جلو عقب ماندن
straggled home
به خانه عقب ماندن
straggled up
بالا رفتن با عقب ماندن
straggled together
با هم عقب ماندن
straggled back home
به خانه بازگشتن با عقب ماندن
the children straggled behind the group during the hike.
کودکان در حین پیادهروی از گروه عقب مانده بودند.
some of the runners straggled in after the race had ended.
برخی از دوندهها پس از پایان مسابقه به آرامی وارد شدند.
the students straggled into the classroom, one by one.
دانشجویان یکی یکی به آرامی وارد کلاس شدند.
the dog straggled behind its owner during the walk.
سگ در حین پیادهروی از صاحبش عقب مانده بود.
as the meeting ended, a few employees straggled out.
همانطور که جلسه به پایان رسید، چند کارمند به آرامی خارج شدند.
they straggled along the path, enjoying the scenery.
آنها در حالی که از مناظر لذت میبردند، در امتداد مسیر به آرامی پیش رفتند.
after the concert, fans straggled out of the venue.
پس از کنسرت، طرفداران به آرامی از محل خارج شدند.
the tourists straggled into the museum at different times.
گردشگران در زمانهای مختلف به آرامی وارد موزه شدند.
he straggled home late, tired from the long day.
او به دلیل روز طولانی دیر و خسته به خانه رفت.
the team straggled back to the locker room after the game.
تیم پس از بازی به آرامی به اتاق رختکن بازگشت.
straggled behind
عقب مانده
straggled along
همراه با عقب ماندن
straggled off
عقب ماندن و رفتن
straggled back
بازگشتن با عقب ماندن
straggled away
عقب ماندن و دور رفتن
straggled forward
به جلو عقب ماندن
straggled home
به خانه عقب ماندن
straggled up
بالا رفتن با عقب ماندن
straggled together
با هم عقب ماندن
straggled back home
به خانه بازگشتن با عقب ماندن
the children straggled behind the group during the hike.
کودکان در حین پیادهروی از گروه عقب مانده بودند.
some of the runners straggled in after the race had ended.
برخی از دوندهها پس از پایان مسابقه به آرامی وارد شدند.
the students straggled into the classroom, one by one.
دانشجویان یکی یکی به آرامی وارد کلاس شدند.
the dog straggled behind its owner during the walk.
سگ در حین پیادهروی از صاحبش عقب مانده بود.
as the meeting ended, a few employees straggled out.
همانطور که جلسه به پایان رسید، چند کارمند به آرامی خارج شدند.
they straggled along the path, enjoying the scenery.
آنها در حالی که از مناظر لذت میبردند، در امتداد مسیر به آرامی پیش رفتند.
after the concert, fans straggled out of the venue.
پس از کنسرت، طرفداران به آرامی از محل خارج شدند.
the tourists straggled into the museum at different times.
گردشگران در زمانهای مختلف به آرامی وارد موزه شدند.
he straggled home late, tired from the long day.
او به دلیل روز طولانی دیر و خسته به خانه رفت.
the team straggled back to the locker room after the game.
تیم پس از بازی به آرامی به اتاق رختکن بازگشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید