mustered courage
جرأت به خرج دادن
mustered strength
قدرت به خرج دادن
mustered support
حمایت کردن
mustered enthusiasm
اشتیاق به خرج دادن
mustered energy
انرژی به خرج دادن
mustered resolve
تصمیم قاطع به خرج دادن
mustered help
کمک خواستن
mustered hope
امید به خرج دادن
mustered attention
توجه کردن
mustered patience
صبر به خرج دادن
she mustered the courage to speak in front of the crowd.
او شجاعت لازم را برای صحبت کردن در مقابل جمعیت پیدا کرد.
he mustered all his strength to lift the heavy box.
او تمام قدرتش را برای بلند کردن جعبه سنگین به کار برد.
they mustered a team to compete in the tournament.
آنها یک تیم برای رقابت در مسابقات گرد همی آوردند.
the soldiers mustered for inspection at dawn.
سربازان برای بازرسی در سپیده دم گرد هم آمدند.
she mustered her thoughts before writing the essay.
او قبل از نوشتن مقاله افکار خود را جمع کرد.
he mustered the patience to teach the children.
او صبر لازم را برای آموزش کودکان به کار برد.
they mustered enthusiasm for the new project.
آنها برای پروژه جدید اشتیاق خود را نشان دادند.
she mustered the energy to finish the marathon.
او انرژی لازم را برای اتمام ماراتن به دست آورد.
he mustered a smile despite his worries.
او با وجود نگرانی هایش لبخندی زد.
they mustered support from the community for their cause.
آنها از جامعه برای رسیدن به هدف خود حمایت طلبیدند.
mustered courage
جرأت به خرج دادن
mustered strength
قدرت به خرج دادن
mustered support
حمایت کردن
mustered enthusiasm
اشتیاق به خرج دادن
mustered energy
انرژی به خرج دادن
mustered resolve
تصمیم قاطع به خرج دادن
mustered help
کمک خواستن
mustered hope
امید به خرج دادن
mustered attention
توجه کردن
mustered patience
صبر به خرج دادن
she mustered the courage to speak in front of the crowd.
او شجاعت لازم را برای صحبت کردن در مقابل جمعیت پیدا کرد.
he mustered all his strength to lift the heavy box.
او تمام قدرتش را برای بلند کردن جعبه سنگین به کار برد.
they mustered a team to compete in the tournament.
آنها یک تیم برای رقابت در مسابقات گرد همی آوردند.
the soldiers mustered for inspection at dawn.
سربازان برای بازرسی در سپیده دم گرد هم آمدند.
she mustered her thoughts before writing the essay.
او قبل از نوشتن مقاله افکار خود را جمع کرد.
he mustered the patience to teach the children.
او صبر لازم را برای آموزش کودکان به کار برد.
they mustered enthusiasm for the new project.
آنها برای پروژه جدید اشتیاق خود را نشان دادند.
she mustered the energy to finish the marathon.
او انرژی لازم را برای اتمام ماراتن به دست آورد.
he mustered a smile despite his worries.
او با وجود نگرانی هایش لبخندی زد.
they mustered support from the community for their cause.
آنها از جامعه برای رسیدن به هدف خود حمایت طلبیدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید