strapping

[ایالات متحده]/'stræpɪŋ/
[بریتانیا]/'stræpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بلند و با ساختار قدرتمند؛ تنومند.

عبارات و ترکیب‌ها

strapping machine

دستگاه بسته‌بندی

جملات نمونه

a great strapping fellow

یک مرد بزرگ و قوی

they had three strapping sons.

آنها سه پسر قوی داشتند.

He’s a strapping lad—already bigger than his father.

او پسری قوی است - حتی از پدرش هم بزرگتر.

Widely used in bundling, strapping, wrapping, jointing sealing, color code, the cleaness of wooden blanket, asbestos and etc.

به طور گسترده در بسته‌بندی، تسمه‌گذاری، بستن، آب‌بندی، کد رنگ، تمیزی پتوهای چوبی، آزبست و غیره استفاده می‌شود.

a strapping young man

یک مرد جوان قوی

a strapping young woman

یک زن جوان قوی

نمونه‌های واقعی

Bandages spun up Ron's leg, strapping it tightly to a splint.

نوارها دور پای رون پیچیده شده بودند و آن را به طور محکم به یک اتل بسته بودند.

منبع: 3. Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

You put away the drink cart and you're strapping in.

شما گاری نوشیدنی را کنار گذاشتید و در حال بستن کمربند خود هستید.

منبع: Modern Family - Season 03

Oh, when I was 22, I was a strapping blonde oak of a man.

وای، وقتی 22 ساله بودم، من یک مرد بلوند و تنومند بودم.

منبع: Young Sheldon Season 5

The cute little cherubic cloud baby we know as Cupid used to be a strapping young hunk named Eros.

کودک کوچک و دوست داشتنی ابری که ما به نام عشق می شناسیم، زمانی یک مرد تنومند به نام اروس بود.

منبع: Festival Comprehensive Record

You used to be able to throw a baby in the back seat without strapping it in.

قبلاً می‌توانستید بدون بستن کمربند، یک نوزاد را در صندلی عقب بیندازید.

منبع: Modern Family - Season 08

I took this video last week. Here's a paraplegic patient actually walking by strapping on these exoskeletons.

من این ویدیو را هفته گذشته گرفتم. در اینجا یک بیمار فلج که با بستن این اسکلت‌های خارجی در حال راه رفتن است را می‌بینید.

منبع: TED Talks (Audio Version) April 2014 Collection

Proving the Endozoan Hypothesis would be a colossal effort that involves strapping trackers to a bunch of desert rodents.

اثبات فرضیه اندوزان یک تلاش بزرگ خواهد بود که شامل بستن ردیاب به گروهی از جوندگان صحرا می‌شود.

منبع: Vox opinion

The couple drove home to Kensington Palace after the photocall with William successfully strapping his son into the baby seat.

زوج پس از عکاسی به کاخ کنزینگتون بازگشتند، در حالی که ویلیام با موفقیت پسرش را در صندلی کودک بست.

منبع: AP Listening July 2013 Collection

Don't drive without putting on your seatbelt or strapping it on.

بدون بستن کمربند رانندگی نکنید یا آن را ببندید.

منبع: Engvid-Adam Course Collection

Oh, you can't fool me -- a strapping man like you.

وای، نمی‌توانید من را فریب دهید - مردی تنومند مثل شما.

منبع: The Scorpion Maid Season 2

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید