streaklike

[ایالات متحده]/striːklaɪk/
[بریتانیا]/striːklaɪk/

ترجمه

adj. شبیه یک خط

عبارات و ترکیب‌ها

streaklike pattern

الگوی شبیه به خط

streaklike effect

اثر شبیه به خط

streaklike appearance

ظاهر شبیه به خط

streaklike design

طراحی شبیه به خط

streaklike texture

بافت شبیه به خط

streaklike feature

ویژگی شبیه به خط

streaklike color

رنگ شبیه به خط

streaklike line

خط شبیه به خط

streaklike shape

شکل شبیه به خط

streaklike motion

حرکت شبیه به خط

جملات نمونه

the artist painted a streaklike pattern across the canvas.

هنرمند الگوی شبیه به خط را روی بوم نقاشی کشید.

the storm left a streaklike trail of destruction.

طوفان یک مسیر مخرب شبیه به خط از خود باقی گذاشت.

her hair fell in a streaklike fashion down her back.

موهای او به شیوه‌ای شبیه به خط در امتداد پشتش ریخته بود.

he noticed a streaklike shadow moving across the wall.

او سایه‌ای شبیه به خط را در حال حرکت روی دیوار متوجه شد.

the comet left a streaklike glow in the night sky.

کومت در آسمان شب درخششی شبیه به خط از خود نشان داد.

they designed a streaklike logo for the new brand.

آنها لوگوی شبیه به خطی برای برند جدید طراحی کردند.

the river flowed in a streaklike manner through the valley.

رودخانه به شیوه‌ای شبیه به خط از میان دره عبور می‌کرد.

the dancer moved with a streaklike grace across the stage.

رقصنده با ظرافت شبیه به خطی روی صحنه حرکت کرد.

he drew a streaklike line with his pencil on the paper.

او با مداد خود خطی شبیه به خط روی کاغذ کشید.

the lightning created a streaklike flash in the sky.

رعد و برق یک چشمک شبیه به خط در آسمان ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید