stria

[ایالات متحده]/ˈstraɪə/
[بریتانیا]/ˈstraɪə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک خط یا نوار؛ اصطلاح پزشکی برای یک نشانه؛ خط‌کشی زمین‌شناسی؛ نوار زیستی؛ یک شیار در معماری
Word Forms
جمعstrias

عبارات و ترکیب‌ها

stria formation

تشکیل خطوط

stria pattern

الگوهای خطوط

stria analysis

تجزیه و تحلیل خطوط

stria distribution

توزیع خطوط

stria observation

مشاهده خطوط

stria identification

شناسایی خطوط

stria measurement

اندازه گیری خطوط

stria characteristics

ویژگی های خطوط

stria mapping

نقشه برداری خطوط

stria development

توسعه خطوط

جملات نمونه

stria can be observed in various geological formations.

می‌توان خطوطی (استریا) را در ساختارهای زمین‌شناسی مختلف مشاهده کرد.

the stria on the surface indicate a history of erosion.

استریاهای روی سطح نشان‌دهنده تاریخ فرسایش هستند.

scientists study stria to understand past climate changes.

دانشمندان استریا را برای درک تغییرات آب و هوای گذشته مطالعه می‌کنند.

stria can also be found in certain types of rock formations.

استریا را می‌توان در برخی از انواع سازندهای سنگی نیز یافت.

geologists often analyze stria for research purposes.

زمین‌شناسان اغلب استریا را برای اهداف تحقیقاتی تجزیه و تحلیل می‌کنند.

the presence of stria suggests a glacial origin.

وجود استریا نشان‌دهنده منشأ یخچال‌ها است.

stria can help identify ancient environmental conditions.

استریا می‌تواند به شناسایی شرایط محیطی باستانی کمک کند.

many fossils exhibit stria that provide clues to their age.

فسیل‌های بسیاری استریا نشان می‌دهند که سرنخ‌هایی از سن آنها ارائه می‌دهند.

stria patterns can vary significantly across different regions.

الگوهای استریا می‌توانند در مناطق مختلف به طور قابل توجهی متفاوت باشند.

understanding stria is crucial for reconstructing geological history.

درک استریا برای بازسازی تاریخ زمین‌شناسی بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید