stringless

[ایالات متحده]/ˈstrɪŋləs/
[بریتانیا]/ˈstrɪŋləs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون رشته‌ها; بدون بندهای نازک

عبارات و ترکیب‌ها

stringless guitar

گیتار بدون سیم

stringless bow

کمان بدون سیم

stringless instrument

ساز بدون سیم

stringless design

طراحی بدون سیم

stringless technology

فناوری بدون سیم

stringless play

اجرای بدون سیم

stringless music

موسیقی بدون سیم

stringless performance

اجرا بدون سیم

stringless art

هنر بدون سیم

stringless concept

مفهوم بدون سیم

جملات نمونه

the stringless kite soared high in the sky.

بادبادک بدون ریسمان در آسمان به پرواز درآمد.

she prefers stringless instruments for their unique sound.

او ترجیح می‌دهد از سازهای بدون ریسمان به دلیل صدای منحصر به فردشان استفاده کند.

the stringless game was a hit among children.

بازی بدون ریسمان در بین کودکان بسیار محبوب بود.

he designed a stringless model that impressed everyone.

او مدلی بدون ریسمان طراحی کرد که همه را تحت تاثیر قرار داد.

stringless technology is becoming more popular in modern devices.

فناوری بدون ریسمان در حال محبوب شدن در دستگاه‌های مدرن است.

they created a stringless version of the traditional game.

آنها یک نسخه بدون ریسمان از بازی سنتی ایجاد کردند.

stringless fishing lines are easier to manage.

نخ‌های ماهیگیری بدون ریسمان مدیریت آسان‌تری دارند.

the artist showcased a stringless sculpture at the exhibition.

هنرمند مجسمه‌ای بدون ریسمان را در نمایشگاه به نمایش گذاشت.

he prefers stringless communication to avoid misunderstandings.

او ترجیح می‌دهد از ارتباط بدون ریسمان برای جلوگیری از سوء تفاهم استفاده کند.

stringless technology has revolutionized the way we connect.

فناوری بدون ریسمان روش ارتباط ما را متحول کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید