stropped

[ایالات متحده]/strɒpt/
[بریتانیا]/strɑpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته strop

عبارات و ترکیب‌ها

stropped knife

چاقوی تیز شده

stropped razor

تیغِ تیز شده

stropped tool

ابزار تیز شده

stropped edge

لبه‌ی تیز شده

stropped blade

تیغه‌ی تیز شده

stropped surface

سطح تیز شده

stropped leather

چرم تیز شده

stropped strop

استروپ تیز شده

stropped instrument

ابزار تیز شده

stropped finish

پایان تیز شده

جملات نمونه

the chef stropped his knives before preparing the meal.

سرآشپز قبل از تهیه غذا چاقوهای خود را تیز کرد.

he carefully stropped the razor to ensure a smooth shave.

او تیغ را با دقت تیز کرد تا از یک اصلاح صاف اطمینان حاصل کند.

after stropping the blade, it was ready for use.

پس از تیز کردن تیغه، آماده استفاده بود.

the barber always stropped his tools before each client.

هر بار قبل از رسیدن هر مشتری، آرایشگر ابزار خود را تیز می کرد.

she learned how to properly strop her kitchen knives.

او یاد گرفت که چگونه چاقوهای آشپزخانه خود را به درستی تیز کند.

he stropped his hunting knife to prepare for the trip.

او چاقوی شکار خود را تیز کرد تا برای سفر آماده شود.

the artisan stropped his chisel to maintain its sharpness.

هنرمند چاقوی خود را تیز کرد تا تیزی آن را حفظ کند.

before the competition, the fencer stropped his sword.

قبل از مسابقه، شمشیرباز شمشیر خود را تیز کرد.

he always stropped his tools after finishing a project.

او همیشه بعد از اتمام یک پروژه ابزار خود را تیز می کرد.

the old craftsman taught him how to strop a blade properly.

صنعتگر قدیمی به او یاد داد که چگونه تیغه را به درستی تیز کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید