fingering technique
تکنیک انگشتگذاری
fingering chart
نمودار انگشتگذاری
fingering pattern
الگوی انگشتگذاری
fingering method
روش انگشتگذاری
fingering exercise
تمرین انگشتگذاری
fingering guide
راهنمای انگشتگذاری
fingering position
موقعیت انگشتگذاری
fingering system
سیستم انگشتگذاری
fingering score
امتیاز انگشتگذاری
fingering drill
تمرین انگشتگذاری
fingering the guitar strings takes practice.
تمرین کردن برای نواختن سیمهای گیتار لازم است.
she is skilled at fingering the piano keys.
او در نواختن کلیدهای پیانو ماهر است.
fingering techniques can improve your playing.
تکنیکهای انگشتگذاری میتوانند مهارتهای شما را بهبود بخشند.
he demonstrated proper fingering for the scales.
او نحوه صحیح انگشتگذاری برای گامها را نشان داد.
fingering is essential for playing wind instruments.
انگشتگذاری برای نواختن سازهای بادی ضروری است.
learning fingering patterns can enhance your skills.
یادگیری الگوهای انگشتگذاری میتواند مهارتهای شما را افزایش دهد.
fingering charts are useful for beginners.
نمودارهای انگشتگذاری برای مبتدیان مفید هستند.
she practiced her fingering for hours.
او ساعتها روی انگشتگذاری خود تمرین کرد.
correct fingering helps prevent injuries.
انگشتگذاری صحیح به جلوگیری از آسیب کمک میکند.
he struggled with fingering during the performance.
او در طول اجرا با انگشتگذاری مشکل داشت.
fingering technique
تکنیک انگشتگذاری
fingering chart
نمودار انگشتگذاری
fingering pattern
الگوی انگشتگذاری
fingering method
روش انگشتگذاری
fingering exercise
تمرین انگشتگذاری
fingering guide
راهنمای انگشتگذاری
fingering position
موقعیت انگشتگذاری
fingering system
سیستم انگشتگذاری
fingering score
امتیاز انگشتگذاری
fingering drill
تمرین انگشتگذاری
fingering the guitar strings takes practice.
تمرین کردن برای نواختن سیمهای گیتار لازم است.
she is skilled at fingering the piano keys.
او در نواختن کلیدهای پیانو ماهر است.
fingering techniques can improve your playing.
تکنیکهای انگشتگذاری میتوانند مهارتهای شما را بهبود بخشند.
he demonstrated proper fingering for the scales.
او نحوه صحیح انگشتگذاری برای گامها را نشان داد.
fingering is essential for playing wind instruments.
انگشتگذاری برای نواختن سازهای بادی ضروری است.
learning fingering patterns can enhance your skills.
یادگیری الگوهای انگشتگذاری میتواند مهارتهای شما را افزایش دهد.
fingering charts are useful for beginners.
نمودارهای انگشتگذاری برای مبتدیان مفید هستند.
she practiced her fingering for hours.
او ساعتها روی انگشتگذاری خود تمرین کرد.
correct fingering helps prevent injuries.
انگشتگذاری صحیح به جلوگیری از آسیب کمک میکند.
he struggled with fingering during the performance.
او در طول اجرا با انگشتگذاری مشکل داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید