stye

[ایالات متحده]/staɪ/
[بریتانیا]/staɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک تورم قرمز در اطراف چشم، یک هوردلوم.
Word Forms
جمعstyes

عبارات و ترکیب‌ها

eye stye

چشمان چرب

a stye

یک چرب

pig stye

چرب خوک

have a stye

داشتن چرب

infected stye

چرب عفونی

painful stye

چرب دردناک

chronic stye

چرب مزمن

treat a stye

درمان یک چرب

internal stye

چرب داخلی

stye drainage

تخلیص چرب

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید