subarea

[ایالات متحده]/ˌsʌbˈeəriə/
[بریتانیا]/ˌsʌbˈɛrɪə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک منطقه کوچکتر درون یک منطقه بزرگتر؛ یک تقسیم بندی از یک ناحیه
Word Forms
جمعsubareas

عبارات و ترکیب‌ها

subarea analysis

تحلیل زیرمنطقه

subarea development

توسعه زیرمنطقه

subarea planning

برنامه‌ریزی زیرمنطقه

subarea management

مدیریت زیرمنطقه

subarea focus

تمرکز زیرمنطقه

subarea strategy

استراتژی زیرمنطقه

subarea assessment

ارزیابی زیرمنطقه

subarea research

تحقیقات زیرمنطقه

subarea issues

مشکلات زیرمنطقه

subarea trends

روندهای زیرمنطقه

جملات نمونه

each subarea requires a different approach to management.

هر زیرمنطقه نیاز به یک رویکرد متفاوت برای مدیریت دارد.

we divided the project into several subareas for better organization.

ما پروژه را به منظور سازماندهی بهتر به چندین زیرمنطقه تقسیم کردیم.

the research focuses on a specific subarea of environmental science.

تحقیقات بر روی یک زیرمنطقه خاص از علوم محیطی متمرکز است.

understanding the subarea is crucial for effective decision-making.

درک زیرمنطقه برای تصمیم گیری موثر بسیار مهم است.

each subarea has its own unique challenges and opportunities.

هر زیرمنطقه چالش ها و فرصت های خاص خود را دارد.

the team was assigned to work in a different subarea this time.

این بار تیم موظف به کار در یک زیرمنطقه متفاوت شد.

we need to analyze data from each subarea separately.

ما نیاز داریم داده ها را از هر زیرمنطقه به طور جداگانه تجزیه و تحلیل کنیم.

collaboration between subareas can lead to innovative solutions.

همکاری بین زیرمنطقه ها می تواند منجر به راه حل های نوآورانه شود.

the subarea of urban planning is rapidly evolving.

زیرمنطقه برنامه ریزی شهری به سرعت در حال تکامل است.

she specializes in a subarea of linguistics known as phonetics.

او در یک زیرمنطقه از زبان شناسی به نام آواشناسی تخصص دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید