| جمع | subareas |
subarea analysis
تحلیل زیرمنطقه
subarea development
توسعه زیرمنطقه
subarea planning
برنامهریزی زیرمنطقه
subarea management
مدیریت زیرمنطقه
subarea focus
تمرکز زیرمنطقه
subarea strategy
استراتژی زیرمنطقه
subarea assessment
ارزیابی زیرمنطقه
subarea research
تحقیقات زیرمنطقه
subarea issues
مشکلات زیرمنطقه
subarea trends
روندهای زیرمنطقه
each subarea requires a different approach to management.
هر زیرمنطقه نیاز به یک رویکرد متفاوت برای مدیریت دارد.
we divided the project into several subareas for better organization.
ما پروژه را به منظور سازماندهی بهتر به چندین زیرمنطقه تقسیم کردیم.
the research focuses on a specific subarea of environmental science.
تحقیقات بر روی یک زیرمنطقه خاص از علوم محیطی متمرکز است.
understanding the subarea is crucial for effective decision-making.
درک زیرمنطقه برای تصمیم گیری موثر بسیار مهم است.
each subarea has its own unique challenges and opportunities.
هر زیرمنطقه چالش ها و فرصت های خاص خود را دارد.
the team was assigned to work in a different subarea this time.
این بار تیم موظف به کار در یک زیرمنطقه متفاوت شد.
we need to analyze data from each subarea separately.
ما نیاز داریم داده ها را از هر زیرمنطقه به طور جداگانه تجزیه و تحلیل کنیم.
collaboration between subareas can lead to innovative solutions.
همکاری بین زیرمنطقه ها می تواند منجر به راه حل های نوآورانه شود.
the subarea of urban planning is rapidly evolving.
زیرمنطقه برنامه ریزی شهری به سرعت در حال تکامل است.
she specializes in a subarea of linguistics known as phonetics.
او در یک زیرمنطقه از زبان شناسی به نام آواشناسی تخصص دارد.
subarea analysis
تحلیل زیرمنطقه
subarea development
توسعه زیرمنطقه
subarea planning
برنامهریزی زیرمنطقه
subarea management
مدیریت زیرمنطقه
subarea focus
تمرکز زیرمنطقه
subarea strategy
استراتژی زیرمنطقه
subarea assessment
ارزیابی زیرمنطقه
subarea research
تحقیقات زیرمنطقه
subarea issues
مشکلات زیرمنطقه
subarea trends
روندهای زیرمنطقه
each subarea requires a different approach to management.
هر زیرمنطقه نیاز به یک رویکرد متفاوت برای مدیریت دارد.
we divided the project into several subareas for better organization.
ما پروژه را به منظور سازماندهی بهتر به چندین زیرمنطقه تقسیم کردیم.
the research focuses on a specific subarea of environmental science.
تحقیقات بر روی یک زیرمنطقه خاص از علوم محیطی متمرکز است.
understanding the subarea is crucial for effective decision-making.
درک زیرمنطقه برای تصمیم گیری موثر بسیار مهم است.
each subarea has its own unique challenges and opportunities.
هر زیرمنطقه چالش ها و فرصت های خاص خود را دارد.
the team was assigned to work in a different subarea this time.
این بار تیم موظف به کار در یک زیرمنطقه متفاوت شد.
we need to analyze data from each subarea separately.
ما نیاز داریم داده ها را از هر زیرمنطقه به طور جداگانه تجزیه و تحلیل کنیم.
collaboration between subareas can lead to innovative solutions.
همکاری بین زیرمنطقه ها می تواند منجر به راه حل های نوآورانه شود.
the subarea of urban planning is rapidly evolving.
زیرمنطقه برنامه ریزی شهری به سرعت در حال تکامل است.
she specializes in a subarea of linguistics known as phonetics.
او در یک زیرمنطقه از زبان شناسی به نام آواشناسی تخصص دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید