subsection

[ایالات متحده]/'sʌbsekʃ(ə)n/
[بریتانیا]/'sʌbsɛkʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تقسیم، بخش، قسمت کوچک، واحد کوچک، زیرمجموعه

جملات نمونه

Genera may be subdivided into subgenera, and also, especially in plant taxonomy, into sections, subsection, series, and subseries.

سرده‌ها ممکن است به زیرسرده‌ها تقسیم شوند و همچنین، به ویژه در گیاه‌شناسی، به بخش‌ها، زیربخش‌ها، سری‌ها و زیرسری‌ها تقسیم شوند.

Please refer to subsection 2.1 for more details.

لطفاً برای اطلاعات بیشتر به بند 2.1 مراجعه کنید.

The subsection on safety regulations is crucial for this project.

بخش مربوط به مقررات ایمنی برای این پروژه بسیار مهم است.

Each subsection of the report addresses a different aspect of the problem.

هر بخش از گزارش به جنبه ای متفاوت از مشکل می پردازد.

The subsections are clearly labeled for easy reference.

بخش ها به وضوح برچسب گذاری شده اند تا به راحتی به آنها مراجعه کنید.

In subsection 3.2, you will find a detailed analysis of the results.

در بند 3.2، تجزیه و تحلیل مفصلی از نتایج خواهید یافت.

The subsections of the manual provide step-by-step instructions.

بخش های راهنما دستورالعمل های گام به گام ارائه می دهند.

Please review subsection C before making a decision.

لطفاً قبل از تصمیم گیری، بند C را بررسی کنید.

The subsections of the document are organized logically.

بخش های سند به طور منطقی سازماندهی شده اند.

The subsections cover a wide range of topics.

بخش ها طیف گسترده ای از موضوعات را پوشش می دهند.

Refer to subsection 4.3 for information on data collection methods.

برای کسب اطلاعات در مورد روش های جمع آوری داده ها به بند 4.3 مراجعه کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید