subdivides

[ایالات متحده]/ˌsʌb.dɪˈvaɪdz/
[بریتانیا]/ˌsʌb.dɪˈvaɪdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را تقسیم کردن که قبلاً تقسیم شده است

عبارات و ترکیب‌ها

subdivides into

به زیر تقسیم می‌شود

subdivides further

به طور بیشتر تقسیم می‌شود

subdivides evenly

به طور مساوی تقسیم می‌شود

subdivides clearly

به وضوح تقسیم می‌شود

subdivides neatly

به طور مرتب تقسیم می‌شود

subdivides accurately

به طور دقیق تقسیم می‌شود

subdivides logically

به طور منطقی تقسیم می‌شود

subdivides efficiently

به طور کارآمد تقسیم می‌شود

subdivides systematically

به طور سیستماتیک تقسیم می‌شود

subdivides significantly

به طور قابل توجهی تقسیم می‌شود

جملات نمونه

the company subdivides its market into several segments.

شرکت بازار خود را به چندین بخش تقسیم می‌کند.

he subdivides the project into manageable tasks.

او پروژه را به وظایف قابل مدیریت تقسیم می‌کند.

the teacher subdivides the class into small groups.

معلم کلاس را به گروه‌های کوچک تقسیم می‌کند.

the app subdivides the data for easier analysis.

برنامه داده‌ها را برای تجزیه و تحلیل آسان‌تر تقسیم می‌کند.

she subdivides her time between work and family.

او زمان خود را بین کار و خانواده تقسیم می‌کند.

the architect subdivides the building into different sections.

معمار ساختمان را به بخش‌های مختلف تقسیم می‌کند.

the software subdivides the information into categories.

نرم‌افزار اطلاعات را به دسته‌های مختلف تقسیم می‌کند.

he subdivides the land for various agricultural uses.

او زمین را برای استفاده‌های کشاورزی مختلف تقسیم می‌کند.

the report subdivides the findings by region.

گزارش یافته‌ها را بر اساس منطقه تقسیم می‌کند.

the team subdivides the workload to meet the deadline.

تیم حجم کاری را برای رسیدن به مهلت مقرر تقسیم می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید